با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٠ - اشاره
گروه سركش مرا خواهند كشت و خداوند همه آنان را خوار خواهد ساخت و شمشيرى برّنده را بر آنان مسلط مىكند. خداوند كسى را بر آنان چيره مىكند كه آنها را از قوم سبأ- كه زنى به آنان سلطنت و بر مال و خونشان حكم مىراند- زبونتر سازد.» [١]
اشاره
ظاهر پاسخ امام به ابوهرّه ازدى در اينجا و نيز پاسخ آن حضرت به فرزدق هنگامى كه پرسيد: چرا با اين شتاب حجّ را وانهاديد؟ و امام پاسخ داد: «اگر شتاب نمىكردم دستگير مىشدم»، چنين مىنمايد كه همه كوشش امام (ع) بر نجات جان خويش بود! طبق آنچه در پاسخ ايشان به ابوهرّه آمده است، برگرفتن مال و ناسزا به ناموس خود صبر كرد. ولى هنگامى كه آهنگ كشتن وى را كردند، براى نجات جان خويش گريخت! اين چيزى جز نشان وسعت مظلوميّت آن حضرت نيست. گويى كه او از بيعت با يزيد خوددارى نكرد! و در صدد طلب اصلاح امّت جدّش بر نيامد! و امر به معروف و نهى از منكر نكرد! و قيام و نهضتى در كار نبود!
بسنده كردن به چنين رواياتى، منجر به همان نتيجهگيرى اشتباه مىشود كه برخى نويسندگان تاريخ نهضت حسينى به آن در افتادهاند؛ و آن اين كه علّت خروج امام از مدينه منوّره و مكّه مكرّمه از بيم آن بود كه مبادا ايشان را بربايند يا بكشند و راز قيام حسينى همين است و بس!
اگر پژوهنده تنها روايات مربوط به نامههاى اهل كوفه به امام، به ويژه روايتهايى را كه از خود آن حضرت نقل شده است، معيار ارزيابى قرار دهد، نتيجه خواهد گرفت كه عامل قيام حسينى نامههاى كوفيان بود؛ و اين، از بزرگترين اشتباهاتى است كه در راستاى نگرش به قيام امام حسين (ع) پديد آمده است.
اگر به رواياتى كه امام (ع) در آن از استخاره سخن مىگويد بسنده شود نيز قضيه همين است. زيرا از ظاهر اين روايات چنين بر مىآيد كه امام (ع) نقشه از پيش تعيين شدهاى
[١] الفتوح، ج ٥، ص ١٢٣- ١٢٤؛ و به نقل از آن مقتل الحسين، خوارزمى، ج ١، ص ٣٢٤؛ و ر. ك: مثيرالاحزان، ص ٤٦.