با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٥ - ابوثمامه عمرو بن عبدالله همدانى صائدى
ابوثمامه عمرو بن عبداللّه همدانى صائدى
محقق سماوى گويد: «ابوثمامه از تابعان و از سوار كاران عرب و بزرگان شيعه بود.
وى از اصحاب اميرالمؤمنين بود كه در جنگهاى آن حضرت شركت داشت و پس از آن حضرت در شمار ياران امام حسن (ع) درآمد و در كوفه باقى ماند. پس از مرگ معاويه با حسين (ع) مكاتبه كرد و هنگامى كه مسلم بن عقيل به كوفه آمد با او قيام نمود. وى به فرمان مسلم اموال شيعيان را مىگرفت و با آن سلاح مىخريد. وى در اين كار مهارت داشت. پس از آن كه عبيداللّه به كوفه آمد و شيعيان بر ضد او قيام كردند، مسلم وى را همراه ديگران گسيل داشت و پرچم قبايل تميم و همدان را براى او بست. پس از آنكه مردم مسلم را رها كرده و از گردش پراكنده شدند، ابوثمامه پنهان شد؛ و ابن زياد به شدّت در جستوجوى او بود. ولى وى به همراه نافع بن هلال جملى، به سوى حسين (ع) رفت. آن دو در راه به امام برخوردند و همراهش آمدند.
ابومخنف گويد: ابوثمامه پس از اين كه ديد آفتاب زوال كرد و جنگ همچنان برپا است، خطاب به حسين (ع) گفت: اى اباعبداللّه، جانم به فداى شما باد! مىبينم كه اين مردم به شما نزديك شدهاند. به خدا سوگند كه شما كشته نخواهيد شد، مگر آن كه من پيش از شما كشته شوم، ان شاء اللّه.
من دوست دارم پروردگارم را در حالى زيارت كنم كه نمازى را كه هم اينك وقت آن نزديك شده است گزارده باشم. حسين (ع) سر را بلند كرد و فرمود: نماز را يادآور شدى! خداوند تو را از نمازگزاران ذكر گو قرار دهد. آرى هم اينك اول وقت نماز است ...
گويد: پس از پايان نماز امام حسين (ع)، ابوثمامه به وى عرضه داشت: اى اباعبداللّه، من در صدد پيوستن به يارانم بر آمدم و دوست ندارم كه بمانم و شما را ميان خاندانت تنها و كشته ببينم. حسين (ع) فرمود: «پيش رو كه ما نيز همين ساعت به تو مىپيونديم! او پيش رفت و آن قدر جنگيد كه از شدت جراحت از حال رفت. سپس پسر عمويش، قيس بن عبداللّه صائدى، كه با او دشمنى داشت، وى را به قتل رساند؛ و اين پس از شهادت حرّ بود.» [١]
[١] ر. ك: ابصارالعين، ص ١١٩- ١٢١.