با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦ - آيا اين كوشش جنبه صورى داشت؟!
قضايى و حفظ امنيت داخلى نياز نداشتند. اين دو شهر، مانند شهرهايى چون كوفه نبودند كه اساس بنا نهادنشان هدفهاى نظامى بود و شمار فراوانى نيروى مسلح در آنجابه سر مىبردند. به همين دليل هر قيامى كه در شهرهاى مكّه و مدينه صورت مىپذيرفت، با نيروهاى اعزامى از خارج [اين دو شهر] سركوب مىشد. مانند واقعه حرّه در مدينه و واقعه از ميان بردن عبداللّه زبير در مكّه.
٢- تا هنگامى كه امام (ع) با يزيد بن معاويه بيعت نمىكرد قتل او حتمى بود، هرچند كه به لانه جنبدهاى از جنبندگان زمينى پناه مىبرد. ولى امويان قتل وى را در چنان شرايط زمانى و مكانى و پوششهاى پيچيدهاى انجام مىدادند كه هيچ شباهتى با رويارويى نظامىاى كه شرايط زمانى و مكانى آن را خود امام (ع) انتخاب مىكرد، نداشت. زيرا در حالت نخست حكومت اموى مىتوانست كه بر قتل امام سرپوش نهد و با هزار و يك ادّعا آن را انكار كند. ولى در حالت دوم امام (ع) مىتوانست از واقعه كشته شدن خويش و از اين قيام مقدس در راستاى تحقق همه اهداف مورد نظرش بهرهبردارى كند. [١]
از اين رو امويان به شدّت اصرار داشتند كه امام (ع) را در مكّه بكشند و نه در بيرون آن. آن هم به وسيله يك ترور در شرايط و پوششى پيچيده، سرّ گفتار عمرو بن سعيد نيز همين است كه پس از شنيدن خبر خروج حسين (ع) از مكّه به مردان خويش گفت: «بر هر شترى ميان زمين و آسمان سوار شويد و او را بجوييد!» مقصود وى از تلاش براى فريب امام (ع) با امان اموى [٢] و جايزه و نيكى و حسن همجوارى براى بازگرداندن امام (ع)
[١] ملاحظه مىشود كه ما اين حقيقت را تكرار كرده بارها مورد تأكيد قرار دادهايم. اين كار از روى عمد بوده است زيرا مشاهده مىكنيم كه اين حقيقت بر بسيارى از پژوهشگران پوشيده مانده و آنان را از راه نتيجهگيرى درست منحرف ساخته است.
[٢] امان دادن از ديدگاه امويان و واليانشان يكى از دامهاى فريب بود. زيرا معاويه بارها به مخالفانش امانداد و سپس به آن خيانت كرد، مانند امانى كه به حُجر بن عدىّ داد. ابن زياد به امانى كه نمايندهاش، محمد بن اشعث، به مسلم داد خيانت كرد. خود همين اشدق در پايان زندگى، تلخى خيانتى را كه خود امويان به وى كردند چشيد. عبدالملك مروان به وى «امان اموى» داد و سپس با دست خود او را سر بريد! (ر. ك: قاموس الرجال، ج ٨، ص ١٠٣).