با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩١ - ديدگاه ما در اين باره
مىگويد: «آيا از موضع كنونىام پى نمىبرى كه من از آنهايم»، عثمانى بودن او را چه در گذشته و چه حال به طور مطلق نفى مىكند. وانگهى سكوت عزره پس از اين پاسخ، كاشف از دست كشيدن وى از تهمت عثمانى بودن زهير است. دقت كنيد.
٥- اندك تأمّلى در گفتههاى زهير و سخن همسرش و موضع وى نشان مىدهد كه زهير و همسرش حقّ اهلبيت را مىشناختند و قلب آن دو از دوستىشان آبادان بود.
مثل اين سخن زهير به همسرش- طبق روايت سيد ابن طاووس- «آهنگ همراهى با حسين (ع) را دارم تا جانم را در راهش فدا كنم و با روحم او را حفظ كنم.» و همسرش در پاسخ مىگويد: «خداوند يار و ياور تو باشد و برايت خير گرداند. از تو مىخواهم كه در قيامت نزد جدّش از من شفاعت كنى!» يا اين سخن زهير به همسرش- طبق روايت دينورى- «من جان خود را مهيّا ساختهام تا با حسين كشته شوم»، و سخن او خطاب به يارانش:
«هركس از شما كه دوستدار شهادت است بماند.» و نقل روايت سلمان فارسى براى آنان- طبق روايت ارشاد- «آنگاه كه سررور جوانان آل محمد (ص) را ديديد از جنگيدن در ركاب آنان نسبت به آنچه امروز به دست آوردهايد، خوشحالتر باشيد»!
اين سخنان زهير جاى تأمل بيشتر دارد: «من جان خود را مهيّا ساختهام تا با حسين كشته شوم»، هركس از شما كه دوستدار شهادت است بماند، و گفتار همسرش: «از تو مىخواهم كه در قيامت نزد جدّ حسين (ع) از من شفاعت كنى»! و سخن زهير به ياران:
«هر كدامتان كه دوست دارد با من بيايد؛ وگرنه اين آخرين ديدار است!» موارد ياد شده نشان مىدهد كه اين خاندان بزرگوار، آگاه بودند كه در اين سفر حسين (ع) همراه اهل بيت و يارانش به شهادت مىرسد.
اين در هنگامى بود كه نشانههاى شكست ظاهرى و بىوفايى كوفيان در افق پديدار نبود، و خبر قتل مسلم بن عقيل و هانى بن عروه و عبداللّه يقطر به امام (ع) نرسيده بود.
اين خود كاشف از آن است كه زهير به كار امام حسين (ع) توجه داشت و اخبار مربوط به آينده حركت و قيامش را دنبال مىكرد، حتماً اگر فرض كنيم كه زهير نيز مانند ديگر مردم