با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٠ - درنگ و نگرش
آگاه باشيد، كوفيان بر مسلم بن عقيل، و هانى بن عروه يورش برده آنان را كشتهاند. برادر رضاعى مرا نيز كشتهاند. هركس از شما كه دوست دارد، بى هيچ منعى بازگردد، ما بر او پيمانى نداريم!
مردم از او جدا شدند و چپ و راست را در پيش گرفتند. تا آن كه فقط يارانى كه از مكّه با وى آمده بودند باقى ماندند. قصد امام (ع) اين بود كه ماندن اشخاص از روى بصيرت باشد. [١] يا آن كه دوست نداشت بدون هدف مشخّص او را همراهى كنند. او مىدانست كه هرگاه براى آنان روشن شود، جز كسانى كه قصد يارى رساندن و مردن همراه وى را دارند، باقى نخواهند ماند. [٢]
آرى، اين سنت و شيوه قيام رهبران الهى است. آنان نيرو و ياور فراوان را دوست دارند، ولى نه هر يارى و با هر كيفيّتى، بلكه ياران ربّانى [٣] را مىخواهند. آنهايى كه به اجراى فرمانهاى الهى سخت پايبندند؛ آنان كه فرمان الهى را براى انجام وظيفه اجرا مىكنند، نه براى رسيدن به نتيجه! قلبهاشان از همه تعلقات و وابستگىهاى دنيا پاك است و آن را براى اطاعت خداوند پاك كردهاند. تنها چيزى كه قلبهاشان را به خود مشغول داشته است كسب رضاى الهى است و بس.
چنين نيروهاى ربانى، همانهايى هستند كه رهبران ربانى مىكوشند تا در قيام خويش بر شمار آنها بيفزايند.
از ديگر شيوههاى رهبران ربّانى اين است كه براى آزمايش پيروان خود از هر فرصتى استفاده مىكنند تا از تعلقات دنيوى و طمع و دودلى پاك شوند و از آلايشهاى دروغين تصفيه گردند و تنها برگزيدگانى خالص (نيروى حقيقى) باقى بمانند و رهبر ربّانى نوع رويارويى و شيوه پيكار با دشمن را بر پايه وجود آنها طرّاحى مىكند!
[١] مقتل الحسين، خوارزمى، ج ١، ص ٣٢٨.
[٢] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٩٠.
[٣] قرآن كريم درباره آنان فرموده است: چه بسا پيامبرانى كه خدا دوستان بسيار همراه آنان به جنگ رفتندو در راه خدا هرچه به آنان رسيد سستى نكردند و ناتوان نشدند و سر فرود نياوردند و خدا شكيبايان را دوست دارد (آل عمران، (٣)، ١٤٦).