با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١١ - ناچارى و تصميم استثنايى
و سپس با همدستى عمرو بن حجّاج زبيدى و چند تن ديگر از بزرگان خائن [١] براى دستگيرى هانى و سپس براى آرام ساختن موج خشم مذحجيان كه به قصر يورش آوردند و بازگرداندن آنها و پراكنده ساختنشان و سپس رسيدن به هدف اصلى يعنى دستگيرى مسلم بن عقيل (ع) به نيرنگ بازى پرداخت.
ناچارى ... و تصميم استثنايى
همان طور كه دستگيرى هانى از نظر ابن زياد دومين گام موفقيّتآميز- پس از گام نخست و ايجاد شكاف در درون نهضت- در راه تلاش وى براى پايان بخشيدن به بحران كوفه در آن روز به شمار مىآمد، دستگيرى هانى از نظر مسلم بن عقيل يك نقطه عطف دشوار و خطرناك به شمار مىآمد كه او را از مسير تعيين شده اصلى خارج ساخت و ناچار ساخت براى پيشبرد وضعيت جارى كه ابن زياد با دستگيرى هانى بر او تحليل كرد.
تصميمى استثنايى اتخاذ كند. زيرا مسلم در آن شرايط ناچار به انتخاب يكى از اين دو راه بود:
يكم: باقى ماندن بر خط سير تعيين شده اصلى و سازماندهى و آمادهسازى و آمادهباش.
ليكن اين هدف پس از دستگيرى هانى دست يافتنى نبود، زيرا هانى بن عروه- سواى وجاهت اجتماعى و دينى و موقعيت بارزى كه در انقلاب داشت- نيرومندترين شخصيّت كوفه و داراى بيشترين حامى قبيلهاى در آن شهر بود. پس از آن كه ابن زياد او را دستگير كرد و با قيام جدى و بزرگ و فداكارانهاى از سوى قبيله او به طور خاص و حركت انقلاب به طور عام مواجه شد، از آن پس كوفه براى نجات هيچ كس، از دست ابن زياد، قيام نمىكرد.
[١]- بعيد نيست كه محمد بن اشعث كندى، يكى از فرستدگان ابن زياد نزد هانى، مىدانست كه قصددستگيرى و قتلش را دارد: «آنان پنداشتند كه اسماء نمىدانست كه براى چه چيزى در پىاش فرستاده است ولى محمد مىدانست! ...» (تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٨٤)، چنان كه بعيد نيست كثير بن شهاب حارثى مذحجى- فدايى ابن زياد- نيز در يارى عمر بن حجّاج براى پراكنده ساختن جماعت مذحج از اطراف قصر نقشى مهم داشته است. زيرا بسيار بعيد مىنمايد بزرگ خائنى چون او كه از بزرگان مذحج بود، از چنين رويدادى غايب بوده باشد.