با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢ - ٤ - اجراى فرمان رسول خدا(ص)
بود كه امام مىخواست با اتمام حجّت كامل در همه زمينهها بر كوفيان، راه عذر و بهانه را بر آنان ببندد، به گونهاى كه مجالى براى طعن زدن به وفاى عهد ايشان باقى نماند.»
٤- اجراى فرمان رسول خدا (ص)
در ميان نصوص مربوط به تصريحات امام حسين (ع) در باره دليل انتخاب عراق به جاى ديگر نقاط، يك دسته تصريح دارد كه سبب رفتن امام (ع) به عراق، امتثال فرمان رسول خدا (ص) بود.
امام (ع) در عالم خواب، كه بارها تكرار شد، فرمان رسول خدا (ص) را دريافت داشت. چنين خوابهايى حق و صادق است؛ زيرا بيننده امام معصوم است، كه باطل در او راه ندارد و ديده شده رسول خدا (ص) است؛ و در خبر قطعى است كه هركس رسول خدا (ص)، را در خواب ببيند، هر آينه آن حضرت را ديده است. [١]
آغاز اين رؤياى حقه در مدينه منوّره و پس از آن بود كه امام (ع)، پس از مرگ معاويه، از پذيرش بيعت با يزيد در برابر وليد بن عتبه، والى وقت مدينه، خوددارى ورزيد.
روايت مىگويد: چون شب دوم فرا رسيد بار ديگر بر سر تربت رفت، دو ركعت نماز گزارد و چون فراغت يافت گفت:
«پروردگارا! اين تربت پيامبر تو محمّد (ص) است و من پسر دختر محمّدام. برايم كارى پيش آمده است كه تو از آن آگاهى. پروردگارا، من معروف را دوست و منكر را ناخوش مىدارم. اى صاحب جلال و كرامت، به حق اين تربت و كسى كه در آن است از تو مىخواهم براى من در اين كار چيزى را مقدر سازى كه خوشنودى تو در آن است.»
حضرت همچنان مىگريست، و چون سپيده سر زد سر را بر تربت گذاشت و ساعتى به خواب رفت. در اين حال پيامبر خدا (ص) را ديد كه با موكبى از فرشتگان، كه در چپ و راست و جلو و عقب ايشان در حركت بودند، آمد تا آنكه حسين (ع) را به سينه چسباند و ميان دو چشمش را بوسيد و گفت:
[١] ر. ك. مصابيح الأنوار، ج ٢، ص ١، مطبعة العلميه، نجف اشرف، به نقل از صدوق در الامالى و العيون.