با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠ - درنگ و ملاحظه
يا طبق روايت الفتوح مىگويد: چنانچه تو كشته شوى، بيم آن دارم كه نور زمين خاموش گردد، چون تو روح هدايت و امير مؤمنانى.
از اين رو نامهاى كه عمرو بن سعيد أشدق، والى مكّه، پس از خروج امام (ع) از مكّه براى وى فرستاد نمىتواند- آن طور كه طبرى روايت مىكند:- انشاى عبداللّه بن جعفر باشد. چرا كه اين نامه حاوى مضامينى جسارتآميز و جاهلانه نسبت به مقام امام (ع) و بى ادبى در مقام سخن گفتن با آن حضرت است. مثل آنجا كه مىگويد: از خداوند مىخواهم كه تو را از آنچه هلاك تو در آن است باز دارد و به راه راست هدايت كند ... و من تو را از تفرقه افكنى در پناه خدا قرار مىدهم!» بيان چنين موضوعى از سوى كسى كه به امامت امام حسين (ع) ايمان دارد و او را «نور زمين» و «امير المومنين» و «روح هدايت» مىداند بسيار بعيد مىنمايد.
آرى نامه أشدق انشاى شخص خود اوست. زيرا بازتاب دهنده كامل ديدگاه اين اموى سركش و ستمگر و نيز حاكى از زبان تبليغاتى اموى و اصطلاحات گمراه و گمراه كننده آنها است. از ديدگاه آنان، خروج بر نظام ستمگر موجب هلاكت و نشان تفرقه و كوشش براى از ميان بردن وحدت كلمه امت و جماعت است؛ و ديگر سلاحهاى تبليغاتى كه براى رويارويى با هر قيام حق طلبانه، عدالت خواهانه و اصلاح گرايانه به كار مىبرند.
در اينجا شايان ذكر است كه ابن اعثم كوفى ياد آور مىشود كه نويسنده نامه خود عمرو بن سعيد بوده است و نه عبداللّه بن جعفر. همان گونه كه ياد آور مىشود حامل نامه براى امام نيز تنها يحيى بن سعيد بوده. يعنى اينكه عبداللّه بن جعفر با او همراه نبوده است! [١]
شيخ مفيد نيز متن اين نامه را- مطابق نقل طبرى- روايت مىكند ولى يادآور نمىشود كه نويسنده نامه عبداللّه جعفر بوده است. [٢] بلكه مىگويد: «آنگاه عمرو بن سعيد برايش نامهاى نوشت ...» [٣] دقت كنيد!
[١] ر. ك. مقتل الحسين، خوارزمى، ج ١، ص ٣١٢.
[٢] در الكامل فى التاريخ، ج ٢، ص ٥٤٨، و در البداية و النهاية، ج ٨، ص ١٦٩، نيز چنين است.
[٣] ر. ك. الارشاد، ص ٢٠٢.