با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١ - هفت نكته پژوهشى
٤- به روشنى پيداست، هرچند كه رويارويى آشكار با امام حسين (ع) در داخل مكّه و يا در حومه اين شهر به نفع سلطه اموى نبود و حاكمان اموى نيز آن را به خوبى مىدانستند، ولى به فرمان يزيد تصميم گرفتند كه امام حسين (ع) را ترور كنند، هرچند كه به پرده كعبه آويزان باشد. امام با بيرون رفتن امام (ع) از مكّه نقشه آنان به شكست انجاميد. همان طور كه اين حقيقت بر امام (ع) نيز پوشيده نبود. دليلش هم اين بود كه اموىها از منزلت والا و قداست امام حسين (ع) در دلهاى مسلمانان آگاه بودند. بنابراين رويارويى نظامى با آن حضرت در مكّه يا حومه اين شهر موجب مىشد كه عموم حاجيان بر ضدّ اموىها به انگيزش درآيند، امام (ع) را پشتيبانى كنند، او را يارى دهند و به زير پرچم آن حضرت درآيند و اين همان «وخيم شدن اوضاع» [١] بود كه امويان از آن بيمناك بودند.
از اين گذشته اطرافيان امام (ع) در دوران حضور وى در مكّه فراوان بودند، به اين دليل كه كاروان حسينى [هنگامى] كه از مكّه خارج شد نسبتاً بزرگ بود.
علاوه بر آن مكّه نزد عموم مردم از قداست دينى برخوردار بود و نيروى حكومت اموى در آن شهر نيروى محدودى بود كه تنها كفايت اجرا و انجام امور ادارى و قضايى، تنظيم حركت حاجيان، نگهبانى از حاكم و حفظ امنيت داخلى را داشت و قدرتش به اندازهاى نبود كه بتواند با شورش يا يك حركت انقلابى گروه بزرگى كه داراى قدرت و آمادگى است مقابله كند، و اين حقيقت درباره اوضاع مدينه نيز صادق بود. زيرا حكومت بنىاميه براى مقابله با همه قيامهاى بزرگى كه در مدينه منوّره يا مكّه مكرّمه روى داد، از نيروهاى اعزامى از خارج [اين دو شهر] استفاده كرد. مانند قيام مردم مدينه و واقعه غمانگيز حرّه و نيز مقابله اموىها با عبداللّه زبير در مكّه.
٥- آنچه گفته شد با اين حقيقت كه امام (ع) از بيم آن كه به دست حكومت اموى ترور شود و حرمت خانه خدا بشكند- پيش از آغاز اعمال حج از مكّه- بيرون رفت، منافاتى ندارد.
[١] هنگامى كه كاروان حسينى، در حومه مكّه از فرمان سپاه اشدق سر باز زد، دو طرف دست به تازيانه بردند. وقتى اين خبر به عمروبن سعيد رسيد، ترسيد كه «اوضاع وخيم گردد»! از اين رو كسى فرستاد و به رئيس شرطهاش دستور بازگشت داد!، الاخبارالطوال، ص ٢٤٤.