با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩ - درنگ و ملاحظه
درنگ و ملاحظه
در بخش نخست اين پژوهش (با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه)، زندگى نامه مفصل شخصيت عبداللّه جعفر و نيز پژوهش مفصلّى درباره موضع ارتباط او نسبت به قيام حسينى را آمده است. آن پژوهش هرگونه پرسشى را كه ممكن است درباره اين شخصيت هاشمى ايجاد شود پاسخ مىدهد. با وجود اين قرار گرفتن بخشى از تحرّك عبداللّه جعفر (رض) در چار چوب بحث كنونى ما را ملزم مىسازد كه- به طور مختصر به برخى از نقاط مهم مربوط به تحرك وى اشاره مىكنيم:
١- عبداللّه جعفر پس از آگاهى بر عزم امام (ع) براى رفتن به عراق به آن حضرت نامه نوشت و در خواست كرد. كه به عراق نرود. ابن اعثم كوفى [١] نقل كرده است كه عبداللّه بن جعفر اين نامه را از مدينه به امام (ع) در مكّه فرستاد. ولى طبرى نقل مىكند او نامهاش را پس از خروج امام (ع) از مكّه، همراه دو پسرش، محمد و عون، براى امام (ع) ارسال داشت. متن نامه به روايت طبرى چنين است: «اما بعد، به حق خداوند از تو مىخواهم كه پس از دريافت و ديدن نامهام بازگردى. من دلسوزانه عرض مىكنم، ممكن است راهى كه در آن گام نهادهاى موجب هلاكت تو و نابودى خاندانت گردد. اگر تو امروز تباه گرددى. نور زمين خاموش خواهد شد. زيرا كه تو پرچم هدايتيافتگان و اميد مؤمنانى. [٢]
در حركت شتاب مكن كه من به دنبال نامه هستم. والسلام.» [٣]
متن اين نامه كاشف از چند موضوع و از آن جمله موارد زير است:
الف: ادب فراوانى كه عبداللّه جعفر در گفت و گوى با امام رعايت مىكند، كاشف از اعتقاد وى به امامت امام (ع) است. به ويژه آنجا كه به روايت طبرى مىگويد: اگر تو امروز تباه گرددى نور زمين خاموش خواهد شد، زيرا كه تو پرچم هدايت يافتگان و امير مؤمنانى.»
[١]- الفتوح، ج ٥، ص ١١٥.
[٢] در متن الفتوح آمده است: چنانچه تو كشته شوى، بيم آن دارم كه نور زمين خاموش گردد، چون تو، روحهدايت و اميرمؤمنانى.
[٣] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٣٩٧؛ الكامل فى التاريخ، ج ٢، ص ٥٤٨؛ الارشاد، ص ٢٠٢.