با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩ - ٣ - نامههاى كوفيان پس از مرگ معاويه
پس از گرفتن بيعت از مردم به آن حضرت چنين نوشت: «اما بعد، فرستاده به اهل خويش دروغ نمىگويد. هجده هزار نفر از كوفيان با من بيعت كردهاند. چون نامهام به شما رسيد، با شتاب حركت كنيد كه همه مردم با شما هستند و هيچ تمايل و گرايشى به خاندان معاويه ندارند، والسلام.» [١]
كوفيان در نامههايى كه آخرين هيأتهاى اعزامى آنان به مكّه به امام حسين (ع)، تقديم كردند، به وى نوشتند: «اما بعد، مردم چشم انتظار شما هستند و بر هيچ كس ديگرى نظر ندارند، اى فرزند رسول خدا (ص) بشتاب، بشتاب كه باغها سرسبزند و ميوهها رسيدهاند. زمين خرّم است و درختان جامه سبر به تن كردهاند. هرگاه كه خواستى نزد ما بيا كه به سوى سپاهى آماده جانبازى در ركاب خويش مىآيى.» [٢] نيز به آن حضرت نوشتند: «ما خويشتن را وقت شما كردهايم، با واليان به نماز حاضر نمىشويم، نزد ما بيا كه شمار ما صد هزار تن است!» [٣]
نامههاى كوفيان در وجوب پذيرش خواست آنان، حجّت را بر امام (ع) تمام مىكرد. با وجود اين، حضرت رفتن خويش را به تحقيقات و مشاهدات شخص مسلم بن عقيل درباره وضعيت اهل كوفه منوط كرد؛ و در نامه نخست خويش به كوفيان با تصريح به اين موضوع فرمود: «... اگر او برايم نوشت كه عموم شما و خردمندان و صاحبان فضيلت شما بر آنچه پيكهاتان آوردهاند و در نامه هايتان خواندهام، همرأى هستيد به خواست خداوند، به زودى نزد شما خواهم آمد ...» [٤]
در پرتو نامه مسلم بن عقيل، امام حسين (ع) عزم خويش را براى رفتن به كوفه، با احتجاج به نامههايى كه به ايشان نوشته بودند، جزم كرد. استدلال امام به نامههايى كه كوفيان براى وى فرستاده بودند فراوان است و كتابهاى تاريخى آن را نقل كردهاند.
براى نمونه هنگامى كه عبداللّه بن مطيع عدوى پرسيد كه چه چيزى او را از حرم خدا و
[١] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٩٠.
[٢] اللهوف، ص ١٥.
[٣] تذكرة الخواص، ص ٢١٥.
[٤] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٧٨؛ الارشاد، ص ١٨٥؛ الاخبارالطوال، ص ٢٣١.