با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧ - (٢) ٢ - عراق، قتلگاه برگزيده!
كه چه كسى مرا مىكشد و مىدانم كه در كجا به خاك سپرده مىشوم. من مىدانم كه اهلبيت و نزديكان و شيعيانم را چه كسى مىكشد، مادرم، اگر بخواهى قبر و آرامگاه خويش را به تو نشان مىدهم!» [١]
در روايت ديگرى آمده است كه به امّ سلمه فرمود: «به خدا سوگند، من اين چنين كشته مىشوم و اگر به عراق نروم باز هم مرا خواهند كشت ...» [٢]
به چندين سند نقل شده است كه چون محمد حنفيه آن حضرت (ع) را از رفتن به كوفه باز داشت، فرمود: «به خدا سوگند اى برادر، چنانچه در لانه جنبندهاى از جنبندگان زمين باشم، مرا بيرون خواهند آورد تا بكشندم.» [٣]
در روايت ديگرى آمده است كه به ابن زبير فرمود: «اگر در ساحل فرات به خاك سپرده شوم، نزد من محبوبتر است از آن كه در آستانه كعبه دفن گردم.» [٤] و يا اين كه فرمود: «اگر در بيابان طف كشته شوم، نزد من محبوبتر از آن است كه در حرم به قتل برسم.» [٥]
اين روايات- و نظاير آن- براى ما روشن مىسازد كه آن حضرت از همان آغاز سرزمين عراق را به عنوان قتلگاه خويش برگزيده بود.
راز مطلب هم در اين است كه آن حضرت پس از اتّخاذ موضع اصولى خويش مبنى برخوددارى از بيعت با يزيد، مىدانست كه به ناچار كشته خواهد شد، به عراق برود يا نرود؛ و تصميم خردمندانه اين بود كه امام (ع) براى قتل خويش بهترين شرايط زمانى و مكانى و روانى و اجتماعى را برگزيند؛ و از اين راه مظلوميت خويش را آشكار و دشمنانش را رسوا گرداند و اهداف خويش را نشر دهد و با هرآنچه در توان دارد در راه تحقق اين هدف حركت كند. زيرا كه امام (ع) از همان آغاز مىدانست كه كوفيان به عهد و
[١] بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٣١- ٣٣٢.
[٢] الخرائج و الجرائح، ج ١، ص ٢٥٣، شماره ٧.
[٣] بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٩٩.
[٤] كامل الزيارات، ص ٧٣.
[٥] مأخذ پيشين.