با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦ - (٢) ٢ - عراق، قتلگاه برگزيده!
پايگاه مشاوره و تبادل افكار بر ضد حكومت اموى درآمد و تحمّل شكنجه و قتل و ستم فراوان از دست امويان، آنان را از اين كار باز نداشت. [١]
شيعيان عراق- پس از شهادت امام حسن (ع)- از راه مكاتبه و ديدار، با امام حسين (ع) در ارتباط بودند. ما در اين جا براى تأييد اين مطلب به نقل دو روايت بسنده مىكنيم:
الف) شيخ مفيد به نقل از كلبى و مدائنى و ديگر سيره نويسان مىگويد: چون حسن (ع) به شهادت رسيد، شيعيان در عراق به جنبش درآمدند و درباره خلع معاويه و بيعت با امام حسين (ع) مكاتبه كردند، ولى آن حضرت نپذيرفت و يادآور شد كه ميان او و معاويه عهد پيمانى است كه تا سپرى شدن مدت، شكستن آن روا نيست. هرگاه معاويه مرد، در اين باره خواهد انديشيد. [٢]
ب) بلاذرى از عتبى نقل مىكند كه وليد بن عقبه، عراقيان را از امام حسين (ع) مانع گشت (يعنى از ديدارشان با آن حضرت جلوگيرى كرد، و اين به آن معنا است كه كوفيان به طور پنهانى و به گونهاى كه توجه حكومت را جلب نكند، به مدينه منوّره مىآمدند)؛ از اين رو امام (ع) فرمود: «اى كسى كه بر خود ستم مىكنى و نسبت به پروردگارت عصيان مىورزى، چرا ميان من و آنهايى كه حقى را كه تو و عمويت نشناختيد، شناختهاند، مانع مىگردى؟!» [٣]
(٢) ٢- عراق، قتلگاه برگزيده!
هنگامى كه امام (ع) آهنگ خروج از مدينه كرد، امّ سلمه نزد وى آمد و گفت: «فرزندم، مرا با رفتن خود به عراق اندوهگين مساز، زيرا از جدّت رسول خدا (ص) شنيدم كه مىفرمايد: فرزندم، حسين (ع) در سرزمين عراق، در جايى موسوم به كربلا كشته مىشود!» حضرت در پاسخ وى گفت: «مادرم، به خدا سوگند، من نيز اين را مىدانم و ناگزير كشته خواهم شد و از آن چارهاى ندارم. به خدا سوگند من روز كشته شدنم را مىدانم و مىدانم
[١] حياةالامام الحسين بن على (ع)، ج ٣، ص ١٤.
[٢] الارشاد، ص ١٨٢.
[٣] انساب الأشراف، ج ٣، ص ١٥٦- ١٥٧، حديث ١٥.