با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤ - ١ - عراق، مهد تشيع و كانون مبارزه با حكومت اموى
مسالك الإفهام بدان اشاره كردهاند. [١] و در هيچ خبر يا نقلى نيامده است كه امام حسين (ع) از احرام عمره با قربانى بيرون آمده است.
چرا امام حسين (ع) به عراق رفت؟
برترين كسى كه به اين پرسش پاسخ مىدهد، خود امام حسين (ع) است. آشنايى با ابعاد اين پاسخ و تعيين عواملى كه امام (ع) را ودار كرد تا به جاى هر شهر ديگرى عراق را انتخاب كند، از خلال جستوجو و بررسى همه تصريحات امام (ع) در اين باره، از آغاز قيام مقدسش با خوددارى از بيعت با يزيد پس از مرگ معاويه در برابر وليد بن عتبه، والى وقت مدينه، تا آخرين ساعتهاى زندگىشان در كربلا در احتجاجهايى كه بر ضّد دشمنانش اندكى پيش از آغاز جنگ در روز عاشورا كردند، ممكن و ميسور است.
در پرتو دستهبندى تصريحات امام (ع) بر اساس نوع اشارهاى كه در آنها آمده است، مىتوان عواملى كه امام (ع) را وادار به اين رفتن كرد بر شمرد. آن عوامل اينها است:
١- عراق، مهد تشيع و كانون مبارزه با حكومت اموى
امام (ع) در پاسخ عبداللّه بن عيّاش بن ابى ربيعه [٢] در الابواء- ميان مدينه و مكّه كه پرسيد: اى پسر فاطمه آهنگ كجا دارى؟ فرمود: عراق و شيعيانم! [٣]
در گفت و گوى حضرت با عبد اللّه بن عباس، ابن عباس گفت:
اگر در هر حالى و به ناچار بايد كوچ كنى، به يمن برو كه در آنجا دژهايى دارى و شيعيان پدرت در آنجايند و مىتوانى از مردم (مخالفان) جدا و دور باشى!
امام (ع) فرمود: از عراق چارهاى نيست! [٤]
[١] ر. ك. مسالك الافهام، ج ٢، ص ٣٨٨.
[٢] خلاصه زندگينامه وى در جلد اول گذشت.
[٣] تاريخ ابن عساكر (ترجمة الامام الحسين (ع)، تحقيق محمودى)، ص ٢٩٤، شماره ٢٥٦. ملاحظه مىشود كه اين گفتوگو در الأبواء، پيش از رسيدن امام به مكّه، يعنى پيش از رسيدن نامههاى كوفيان نزد آن حضرت، انجام شد. دقت كنيد!
[٤] مقتل الحسين، خوارزمى، ج ١، ص ٣١٠، گرچه اين گفتوگو در اواخر حضور امام (ع) در مكّه انجام شد، ولى آن حضرت دليل اين ناچارى را معلول چيزى مثل نامههاى اهل كوفه ندانسته است، دقت كنيد!