با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٣ - چرا انقلابيون به كاخ حمله نكردند!؟
نزد ابن زياد مىآمدند ...»، [١] تا آن كه شمار آنها به آنچه در روايت دينورى آمده است رسيد؛ «آنان دويست نفر بودند و بر ديوار كاخ بالا رفتند و به سوى مردم كلوخ و تير مىافكندند و آنان را از نزديك شدن به ديوار كاخ باز مىداشتند. آنان تا شب هنگام به اين كار ادامه دادند.» [٢] آنگاه شمار آنها رو به فزونى نهاد تا آنجا كه كثير در گفتوگوى با ابن زياد از آنان به «بسيار» تعبير كرد و گفت: «خداوند كار امير را راست گرداند، شمار بسيارى از اشراف مردم و پاسبانان و خانواده و دوستدارانت در قصر با تواند، ما را به سوى آنان بفرست!» [٣]
بنابراين نيروى ابن زياد رو به فزونى نهاد، به طورى كه مىتوانست در برابر انقلابيون مقاومت و آنان را از كاخ دور كند و درگيرى را تا فرا رسيدن شب به تأخير اندازد.
گذشته از اين روشن است كه استيلاى بر قصر با وجود نيروى حاضر در آن با يك ساعت محاصره انجامپذير نيست. علاوه بر آن روز نيز رو به پايان بود. تهاجم به كاخ با آن بناى محكم كه ابن زياد درهاى بزرگش را بسته بود، سودى نداشت؛ و مانند حمله به يك صخره سخت بود. كاخ بسيار استوار بود و باقى ماندن آن تا به روزگار ما، با وجود گذشت ١٥٠٠ سال، حكايت از استوارى آن دارد. براى درك استحكام و بزرگى ديوارهاى قصر همين اندازه بس است كه تصور كنيم دستگاههاى سنگينى روى آن حركت مىكرد.
بنابراين در چنين شرايطى، اگر محاصره براى مدتى طولانى ادامه مىيافت، براى مثال ساكنانش تسليم مىگشتند، و يا آن كه دست كم هانى را آزاد مىكردند. [٤]
٦- تأمل در متون تاريخىاى كه از درگيرى ميان طرفين سخن مىگويد، نشان مىدهد كه انقلابيون به رهبرى مسلم نقشه خود براى درگير شدن با كاخ را اجرا كردند و براى كسب پيروزى به سختى جنگيدند. نيروهاى ابن زياد نيز تا سر حد جان تا شب از قصر دفاع كردند. ابن اعثم كوفى در اشاره به اين موضوع گويد: «ياران عبيداللّه برنشستد و دو
[١] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٨٧.
[٢] الاخبار الطوال، ص ٢٣٨.
[٣] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٨٧.
[٤] مبعوث الحسين، ص ١٨١.