با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٩ - حدود مأموريت مسلم بن عقيل
روشنترين مثال در اين زمينه گفتار محمد بن بشر همدانى است- كه جزئيات اجتماع نخست شيعيان با مسلم بن عقيل در خانه مختار و گفتار عابس شاكرى و حبيب بن مظاهر و سعيد بن عبداللّه حنفى در آمادگى براى فدا شدن و مردن در راه يارى امام حسين (ع) را نقل كرده است- آنجا كه حجاج بن على از او پرسيد: آيا تو هم در آنجا چيزى گفتى؟
او در پاسخ گفت: من دوست مىداشتم كه خداوند يارانم را با پيروزى عزّت بخشد و از كشته شدن ناخشنود بودم و از دروغ گفتن هم بدم مىآمد! [١]
نيز از نمونههاى روشن، آن گفتارِ عبيداللّه بن حر جعفى است كه خطاب به امام (ع) گفت: «به خدا سوگند من مىدانم كه هر كس تو را همراهى كند در آخرت سعادتمند است، ولى اميد ندارم كه بتوانم براى تو كارى كنم. در كوفه هم يار و ياورى براى شما نديدم! تو را به خدا سوگند مرا وادار به اين كار مكن كه هنوز براى مرگ آماده نشدهام!» [٢]
رهبران شيعى كوفه به ميزان خطر انتشار اين بيمارى پى برده و نسبت به تأثير بد آن بر هر نهضت و قيامى آگاه بودند. آنان بسيار بيمناك بودند كه ممكن است مردم در هر قيامى جهادى بى وفايى كنند. به عنوان مثال مىبينيم سليمان بن صرد خزاعى در اجتماع نخست شيعيان مىگويد: «اگر مىدانيد كه حسين را يارى مىدهيد و با دشمن او پيكار مىكنيد، برايش نامه بنويسيد؛ و چنانچه بيم آن داريد كه بترسيد و سست شويد او را مفريبيد!» [٣]
شايد علل سه گانه فوق را بتوان مهمترين عوامل عدم اقدام رهبران شيعه در راستاى تسلط بر اوضاع كوفه، پيش از آمدن امام (ع)، دانست. [٤]
حدود مأموريت مسلم بن عقيل
مأموريت مسلم بن عقيل (ع) اين بود كه نيروهاى دوستدار اهلبيت (ع) و مخالفان
[١] ر. ك: تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٧٩.
[٢] الأخبار الطوال، ص ٢٥١.
[٣] ر. ك: تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٧٩.
[٤] ر. ك: جلد سوم همين پژوهش.