روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٩٥ - روزشمار جنگ سه شنبه ١٠ شهریور ١٣٦٠ ٢ ذیقعده ١٤٠١ ١ سپتامبر ١٩٨١
هرچند اجرای این عملیات های ایذایی و کوچک آزادسازی بخش عمده ای از مناطق اشغالی را در پی نداشت، اما در سلب آرامش و فرسایش قوای دشمن بسیار مؤثر بود و موجب جلوگیری از گسترش نیروهای عراقی در شرق رودخانه کارون شد.[١]
محاصره آبادان همواره برگ برنده ای در دست عراق بود تا در موقعیت مناسب و در مذاکرات احتمالی بتواند خواسته های خود را به ایران تحمیل کند. عراق باآنکه ازنظر نظامی در پشت سر خود یک مانع بزرگ یعنی رودخانه کارون را داشت و در این منطقه فقط متکی به دو پل بود، اما همچنان به حفظ زمین های شرق کارون اصرار می ورزید.
در اسناد مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ دلایل عراق برای ادامه محاصره آبادان چنین ذکر شده است:
- کسب موقعیت سیاسی تا بدین وسیله بتوانند ازطریق آن برای تحقق شروط خود بر ایران فشار وارد کند.
- عراقی ها تصور می کردند که نیروهای ایران از انجام یک عملیات دقیق و برنامه ریزی شده در سطحی گسترده ناتوان هستند لذا بر موضع خود کاملاً اصرار داشتند.
- فرماندهی نظامی عراق پیش بینی و تدارک حمله ای را از محور شرق کارون احتمال می دادند، اما به هیچ وجه تصور نمی کردند که این حمله مانند آنچه روی داد گسترده و همه جانبه باشد.
لذا فرماندهی نظامی عراق درجهت استحکام بخشیدن به موضع پدافندی، رفع کلیه نواقص، افزایش میادین مین، ایجاد خاکریز در عمق، اجرای تمرینات ازسوی نیروهای احتیاط (یک گردان نیروی مخصوص با گردان تانک) در موضع پدافندی، اجرای تمرینات جهت آماده شدن و حرکت سریع نیروی احتیاط دستوراتی را صادر کرد.[٢]
ضمیمه گزارش٥٩٢: روند انتخاب آیت الله مهدوی کنی به عنوان نخست وزیر پس از شهادت محمدجواد باهنر
آقای هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات خود درباره چگونگی انتخاب آیت الله مهدوی کنی به عنوان نخست وزیر می نویسد:
«عصر، در مجلس جلسه حزب جمهوری اسلامی تشکیل شد و آقای [آیت الله سید علی] خامنه ای به عنوان دبیرکل انتخاب شدند. درباره نخست وزیر آینده بحث کردیم. اعضای شورای حزب با آقایان مهدوی [کنی] و غرضی - که بیشتر مطرح بودند - موافق نبودند و آقای پرورش را پیشنهاد می کردند؛ آقای پرورش مایل نبود.
با آقای موسوی اردبیلی، برای مشورت خدمت امام رسیدیم. امام از کم احتیاطی، گله کردند. با صدارت [نخست وزیری] آقای [آیت الله] مهدوی کنی، موافقت نمودند. شب را در منزل احمدآقا ماندم. آقای مهدوی قبول نمی کرد و دچار مشکل شدیم. با تلفن دراین باره با خیلی ها صحبت کردم. سیاست امام این است که جای نیروهای ازدست رفته سریعاً پر شود و پست ها فاقد مسئول نماند و لذا در همان ساعات اول، علی رغم داغداری و مصیبت اقدام می شود.
پس از نماز [صبح]، با تلفن مشغول مذاکره و مشاوره درباره نخست وزیر شدم. از وزرا خواستم که جمع شوند و باتوجه به استنکاف آقای مهدوی، فکری بکنند.
جلسه علنی مجلس هم کار خود را شروع کرد. من در جلسه، سخنرانی مفصل و مؤثری درباره فاجعه کردم.
سپس در جلسه هیئت دولت شرکت کردم. پس از بحث زیاد، باز آقای [محمدرضا] مهدوی [کنی] اول، آقای [محمد] غرضی دوم و آقای [علی اکبر] پرورش سوم پیشنهاد شدند. قرار شد به طور غیررسمی از مجلسیان بپرسیم، هرکس بیشتر رأی آورد، بپذیرد و پذیرفته شود. از ١٧٩ رأی، ١٤٨ رأی به آقای مهدوی و ٢٣ رأی به آقای غرضی و ٨ رأی به آقای پرورش دادند. مشکل حل شد و شورای ریاست جمهوری، (من و آقای [موسوی] اردبیلی)، آقای مهدوی را به مجلس معرفی کرد. فردا باید رأی تمایل بگیریم.»[٣]
[١] همان، ص٩٨.
[٢] سند شماره ٠٦٠٧٨١ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: عملیات شرق کارون (ثامن الائمه(ع))، ٥/٧/١٣٦٠، صص ١٢ - ١.
[٣] اکبر هاشمی رفسنجانی، عبور از بحران (کارنامه و خاطرات سال ١٣٦٠)، به اهتمام یاسر هاشمی، تهران: نشر معارف انقلاب، چاپ نهم ١٣٨٦، صص ٢١٩ و ٢٢٠.