روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٥٣ - روزشمار جنگ سه شنبه ٦ مرداد ١٣٦٠ ٢٦ رمضان ١٤٠١ ٢٨ ژوئیه ١٩٨١
زمینه های روانی تحقق چنین کودتایی را فراهم می کند مسئولیم. شاید مطرح کنید که این ما نبودیم که این صحنه را گشودیم، بلکه بر ما تحمیل گشت. ولی برادران، ما هم به عنوان یک طرف این دعوا می توانیم و
می توانستیم از زیر بار این تحمیل خارج شویم، کمااینکه تاکنون چنین بود.
برادران عزیز، گاه لازم است که حتی از حقوق اساسی خود دررابطه با منافع تمامی خلق صرف نظر نمود. علی(ع) شیر میدان جنگ، از حق خود ٢٥ سال صرف نظر نمود و شمشیر نکشید. باتوجه به اینکه می دانست که اگر بیرون می آمد و فریاد حق طلبانه سرمی داد، صدها و هزاران جوان سلحشور و جنگجوی عرب به دور او حلقه می زدند.
برادران، حتماً عنوان می کنید که از درون سیستم حاکم بالاخره امثال [انور] سادات ها در آینده بیرون خواهد آمد، ولی چه دلیلی دارد که امروز ما در مقابل ناصر [رهبر مصر] موضع گیری کنیم. آیا وظیفه انقلابی حکم نمی کند که ناصر را تقویت نمود؟
برادران، ما دفاع از لیبرال ها را در عمل مطلق کردیم و بالاخره درنهایت، در این دام افتادیم.
برادران، من هرچه که این جبهه و قطب بندی را جست و جو کردم، برای آن عمق طبقاتی نیافتم. برای آن نتوانستم مرز بین خلق و امپریالیسم را ترسیم کنم. برادران، در ویتنام، در کامبوج، در الجزایر، در کوبا و... و در نیکاراگوئه، نیروهای انقلابی با اتکای به تمامی خلق در یک طرف قرار داشتند و امپریالیست ها، سرمایه داران وابسته، فئودالیسم و اشراف و مزدوران داخلی در طرف دیگر واقع شده بودند. ولی برادران، ما در این صحنه چه قطب بندی را روبه روی خود داریم؟ و با چه منطقی خود را راضی کنیم؟ من هرچه فکر کردم نتوانستم خودم را راضی کنم که عمق این صحنه، نبرد بین خلق و امپریالیسم را نشان می دهد. من در عمق صحنه، دست های پلید و آتش افروز جهان خواران و مزدوران داخلی آنها را می بینم که از آغاز پیروزی انقلاب کبیر ٢٢ بهمن، سعی در رودررو قراردادن نیروها به ویژه سازمان مجاهدین با حاکمیت بود [داشت].
برادران عزیزم، من شما را به فکر و اندیشه کامل توصیه می کنم. من هیچ آرزو ندارم که مرگم عاملی جهت رشد خشونت ها گردد، بلکه در این آرزویم که حال که حیاتم در ایجاد فضایی صلح آمیز و محبت گونه نقش نداشته است، مرگم بتواند روح وحدت و صلح را در جامعه گسترش دهد؛ یعنی همان روحی که دشمنان ما؛ یعنی امپریالیست ها سخت، از آن وحشت دارند.
برادران، ما به حساب کدام نیروی اجتماعی پا بدین صحنه گذاشته ایم؟ مطمئن باشید که کارگران و دهقانان به هیچ وجه از هیچ کدام از طرفین دعوا حمایت فعال مادی و معنوی نخواهند کرد و اساساً از صحنه سیاسی جامعه دور شده و موضع منفعل خواهند گرفت، همان چیزی که لاشخورها در انتظار آن اند.
برادران، شما از دیکتاتوری و خفقان و وحشت می گویید. کدام دیکتاتوری برادران، دیکتاتوری یا می باید بر بنیادهای فئودالی استوار باشد که در ایران چنین بنیاد هایی وجود ندارد و یا بر اقتصاد کمپرادوری[١] که این هم موجودیتی در سیستم حاکم ندارد. حتماً دیکتاتوری از نوع سرمایه داری دولتی مانند مصر و عراق و... را نام می برید. برادران، ما می توانیم در کنار سرمایه داری دولتی و علیه امپریالیست ها باشیم، گواینکه در این مسئله که نظام اقتصادی حاکم به سوی سرمایه داری دولتی می رود، هنوز حرف است. برادران، فراموش نشود که ایران همواره در یک صد سال اخیر، کانون تحولات انقلابی در منطقه خاورمیانه بوده.
ایران مهد تشیع سرخ است و از یک فرهنگ انقلابی قوی برخوردار است. از طرف دیگر، برادران، شرایط و اوضاع و احوال بین المللی اجازه شکل گیری چنان استبدادی را که عمدتاً بورژوازی آن را تبلیغ می کند و ترس و وحشت از آن را دامن می زند، نخواهد داد.
من فکر می کنم که ما هنوز اسیر در جنگ مسائلی هستیم که در زندان با آن روبه رو بودیم و از سر گذراندیم. ما به طور خودبه خودی به رشد خصومت ها و کینه های شکل گرفته در داخل زندان کمک کردیم و درنهایت، حتی تا مرز یک قطب بندی پیش بردیم. درصورتی که شرایط کنونی؛ یعنی شرایط بعد از انقلاب، بنیاداً با شرایط زندان تفاوت داشت.
[١] اقتصاد وابسته