روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٣٤ - روزشمار جنگ دوشنبه٥ مرداد ١٣٦٠ ٢٥ رمضان ١٤٠١ ٢٧ ژوئیه ١٩٨١
دراین زمینه، شاید نیاز به یادآوری نباشد که جمهوری اسلامی ایران براساس مشی نه شرقی، نه غربی خود علی رغم پیشنهادات ابرقدرت ها، برای جلوگیری از وابستگی به هریک از دو ابرقدرت، حاضر است تسلیحات مورد نیاز خود را حتی به قیمت گران تر از بازار کشورهای اروپایی و جهان سوم خریداری نماید و در جنگی که همین ابرقدرت ها به دست رژیم بغداد به وجود آورده اند، در دفاع از خود به کار گیرد؛ جنگی که اساساً به دلیل وجود مواضع قاطعانه جمهوری اسلامی ایران علیه امپریالیسم بین الملل و صهیونیسم جهانی به این کشور تحمیل شده است.»
در ادامه گزارش، با اشاره به سرمایه گذاری گسترده دولت عراق برای تطمیع خبرنگاران و رسانه های غربی؛ ازجمله دعوت بسیاری از آنان در آغاز جنگ به بغداد برای گزارش کردن پیروزی های عراق و فتح خوزستان - که البته با شکست مواجه شد - آمده است:
«دراین زمینه است که می بینیم ساندی تایمز سه هفته پیش، ناشر شایعه ای است که براساس آن، به استناد گفته یک مجهول الهویه، ادعا می شود ایران از تل آویو اسلحه خریده است و سپس این گزارش واهی از رادیو بی بی سی حتی با ذکر بی مدرک بودن آن، در بوق و کرنا گذاشته می شود و سپس در اجرای یک توطئه مشترک امپریالیسم - صهیونیسم، شایعه از رادیوهای عراق، اسرائیل و صدای امریکا به طور وسیع و متمرکز منتشر می شود.
انقلابیون مسلمان ایران انتظار دارند شنوندگان این گونه شایعات به مبدأ صدور شایعات توجه کنند و ببینند از اشاعه این تهمت های نادرست چه کسی و چه گروهی سود می برد. هم زمانی پخش شایعه یادشده با برگزاری مراسم روز قدس در ایران، می تواند بسیار پرمعنا باشد و مرتجعین عرب و بغداد با مشورت امپریالیسم و با همکاری یکدیگر، به هر طریق درصددند از هرگونه اقدام واقعی برای ایجاد وحدت بین مسلمانان ایران و برادران عرب و مبارزان و مظلومین سرزمین غصب شده فلسطین جلوگیری کنند و آنها را نسبت به جمهوری اسلامی ایران بدبین سازند.»
این خبرگزاری در پایان، با اشاره به چند نمونه از همکاری رژیم صهیونیستی با عراق آورده است:
«در تاریخ ١٩ تیر ١٣٦٠ (١٠ جولای ١٩٨١)، خبرگزاری ها اطلاع دادند که یک کشتی حامل سلاح برای عراق که در نزدیکی تنگه تیران به گل نشسته بود، با کمک رژیم صهیونیستی از گل خارج و راهی بندر عقبه شد تا سلاح هایش به موقع و ازطریق اردن به عراق برسد.
در تاریخ ٢١ مارس (١١ فروردین)، سادات از فروش ٢٠ میلیون دلار اسلحه به عراق سخن گفت که بعداً معلوم شد این اسلحه همان غنائمی بوده که رژیم صهیونیستی در جریان جنگ های ١٩٦٧ و ١٩٧٤ از مصر گرفته است و اینک ازطریق سادات خائن به رژیم عراق پیشکش می شود تا علیه مسلمانان ایران به کار گرفته شوند و اما آنچه از همه جالب تر است، مسئله بمباران مرکز اتمی عراق است که قطعاً نقشه ای بود که برای تقویت جبهه عراق دربرابر انقلاب اسلامی و در زیر چتر ناسیونالیسم عربی شکل و انجام گرفت و با تبلیغات وسیع پیرامون آن سعی شده کشورهای عربی و اسلامی به حمایت از عراق دربرابر یک دشمن ظاهری که درواقع با بغداد در پس پرده مرتبط است، بسیج شوند و درنهایت، از این انسجام علیه انقلاب اسلامی بهره برداری گردد و اما اینک بر جهان عرب روشن شده است که در بمباران ساختگی ناقص و تبلیغاتی مراکز اتمی بغداد، رژیم های عراق، اردن، پادشاهی سعودی، فرانسه و امریکا، از قبل، از اجرای حمله تل آویو کاملاً مطلع بوده اند. براساس گزارشی که از الجزایر رسیده است، در روز حمله به مرکز اتمی بغداد، صدام حسین به مراکز ضدهوایی عراق دستور داده بوده است که به دلیل پرواز هواپیماهای اردنی و سعودی بر فراز عراق در اجرای یک مانور هوایی، به سوی هیچ هواپیمایی شلیک نشود. پس از حمله، خبرگزاری های غربی گزارش دادند ١٦ فروند فانتوم اسرائیلی شرکت کننده در این اقدام از فراز اردن و عربستان به بغداد پرواز کرده بودند و جالب است که آواکس ها یا پرندگان جاسوس امریکا - که در خدمت پادشاهی سعودی است - قطعاً پرواز آنها را ردیابی کرده و به پایگاه های خود گزارش داده بودند.
باید از برادران متفکر عرب پرسید چگونه ممکن است در محله ای که بغداد مرتباً از وسعت و خرابی آن سخن می گوید، تنها یک تن از ٤٠٠ تکنیسین فرانسوی شاغل در مراکز اتمی عراق کشته شود و به دیگران آسیبی نرسد. آیا این خود از آگاهی فرانسه و بغداد از حمله، خبر نمی دهد و آیا بغداد می تواند تکذیب کند اکثر کارمندان این مرکز روز حمله در مرخصی بوده اند.
و اما بعد از این حمله، همه اجراکنندگان طرح از آن استفاده بردند؛ هم مهاجم ظاهری و هم عراق؛ بگین صهیونیست خواست با نشان دادن یک حمله ظاهراً موفق افکار عمومی بیشتری را در اسرائیل به دارودستة خود جلب کند و انتخابات را برنده شود و عراق نیز با مظلوم نمایی در مجامع جهانی، توانست با حمایت بی دریغ و آشکار غرب، مسئله تهاجم خود را به ایران تحت الشعاع قرار دهد و برای خود به عنوان دولتی که تابع نظریات سازمان ملل است، اعتباری کسب کند و از این رهگذر، برای گزینش نماینده عراق به عنوان رئیس آینده مجمع عمومی این سازمان راهی باز کند.»[١]
[١] روزنامه اطلاعات، ٢٢/٥/١٣٦٠، ص١٦.