توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧ - وجوه ترجيح مجهول بودن«لبيك» بر معلوم بودنش
و يكون معرفة الفاعل كحصول نعمة غير مترقبة، لانّ او الكلام غير مطمع فى ذكره اى ذكر الفاعل لاسناد الفعل الى المفعول و تمام الكلام به بخلاف ما اذا بنى للفاعل فانه مطمع فى ذكر الفاعل اذ لا بدّ للفعل من شئ يسند هو اليه.
وجوه ترجيح مجهول بودن «لبيك» بر معلوم بودنش
ترجمه
مصنف گويد:
رجحان مجهول بودن [ليبك] بر خلافش بواسطه چند امر است:
تكرّر اسناد اجمالا و سپس تفصيلا.
كلمه [يزيد] در اين قرائت فضله نيست.
معرفت پيدا كردن بفاعل همچون حصول نعمتى است كه انتظارش را نداشتهايم زيرا اول كلام ما را در طمع ذكرش قرار نداده است.
شارح گويد:
مقصود مصنف آنست كه كلمه [ليبك] را اگر به صيغه مجهول و مبنيّا للمفعول قرائت كنيم از سه جهت بر قرائت خلافش (يعنى قرائت ليبك بصيغه معلوم و نصب دادن يزيد و رفع ضارع) ترجيح دارد:
الف: در اين قرائت (مجهول) اسناد مسند به مسنداليه تكرار شده زيرا ابتداء بطور اجمال و سپس بنحو تفصيل اين امر صورت گرفته است.
اما اسناد بنحو تفصيل واضح و روشن است.
و اما اسناد بطور اجمال بخاطر آنست كه: وقتى گفته شد [ليبك] معلوم مىشود در اينجا شخصى بعنوان پاكى و گريهكن وجود داشته كه