توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦ - رأى علماء در دلالت كلمه لو
مىفهميم كه اسباب آن نيز تحقق ندارند، پس بايد بگوئيم:
كلمه [لو] براى دلالت نمودن بر انتفاء شرط است چون جزاء آن منتفى مىباشد و شاهد بر اين گفتار آنست كه:
خداوند متعال در آيه شريفه [ لو كان فيهما آلهة الّا اللّه لفسدتا ] به نفى فساد بر انتفاء تعدد آلهه استدلال فرموده و پرواضح است كه تعدد آلهه سبب و فساد مسبب است پس بر انتفاء سبب (تعدد آلهه) بواسطه انتفاء مسبب (فساد) استدلال شده است.
سپس شارح گويد:
اين رأى بقدرى مورد استقبال و توجه متأخرين واقع شده كه اكثرا به آن متمايل شده و عنقريب ممكن است جمعيتشان اجماع را تشكيل دهند و سر اين حسن استقبال از رأى ابن حاجب دو چيز امكان دارد باشد
الف: بيان و تقريرى كه از ابن حاجب نقل شد.
ب: آنكه بگوئيم شرط ملزوم و جزاء لازم است و در محلّش مقرّر استكه انتفاء لازم حتما موجب انتفاء ملزوم است ولى عكس آن امر قطعى و مسلّمى نيست يعنى نمىتوان بطور قطع گفت انتفاء ملزوم دلالت بر انتفاء لازم مىكند زيرا ممكن است لازم اعم باشد و انتفاء خاص هرگز موجب انتفاء عام نيست.
قوله: و لو للشرط: يعنى اصل لو براى شرط مىباشد چه آن كه گاهى برخلاف اصل براى معانى ديگر آمده است.
قوله: مع القطع بانتفائه: يعنى انتفاء مجيئ.
قوله: فهى لامتناع الثانى: ضمير [هى] به [لو] راجعست.
قوله: هذا هو المشهور بين الجمهور: مشاراليه [هذا] كون