توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٦ - جمله بودن مسند
قوله: من ان افراده: يعنى مفرد آوردن مسند و مقصود از [افراد] معناى مقابل جمله مىباشد.
قوله: لكونه غير سببى: ضمير در [لكونه] بمسند راجعست.
قوله: فاذا جاء بعده: يعنى بعد از مبتداء.
قوله: سواء كان خاليا عن الضمير: ضمير در [كان] به [ما يصلح ان يسند] راجع است و اين در جائى است كه مسند جامد باشد همچون زيد حيوان.
قوله: او متضمنا له: يعنى متضمنا للضمير و مشتملا له و آن در موردى است كه مسند مشتق باشد مانند: زيد قائم.
قوله: فينعقد بينهما حكم: ضمير در [بينهما] بمسند و مسنداليه راجع است.
قوله: ثم اذا كان متضمنا لضميره: ضمير در [كان] به مسند و در [لضميره] به مسنداليه راجع است.
قوله: بان لا يكون مشابها للخالى عن الضمير: ضمير در [لا يكون] به مسند راجع است و فرضى كه مشابهت با خالى از ضمير نداشته باشد آنجائى است كه ضمير در مسند فضله واقع نشده باشد مانند: زيد قائم چه آنكه ضمير در [قائم] فاعل و عمده مىباشد و اما مثالى كه ضمير در آن فضله واقع شده مانند: زيد ضربته چه آنكه ضمير مفعولى در [ضربته] كه به زيد راجع است فضله مىباشد.
قوله: صرفه ذلك الضمير الى المبتداء: ضمير منصوبى در [صرفه] به مسند راجع است.
قوله: فيكتسى الحكم قوّة: يعنى پس حكم كه ثبوت فعل و