توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٦ - اسم آوردن مسند
شارح گويد:
ضمير در [كونه] به مسند و در [عدمهما] به تقييد و افاده تجدد راجع است و مقصود اينست كه:
و اما آوردن مسند بصورت اسم پس باين منظور است كه عدم تقييد بيكى از سه زمان و نيز عدم تجدد مسند را افاده كنند يعنى دوام و ثبوت آن را بخاطر اغراضى كه به آن تعلق گرفته اعلام نمايند.
مانند آنچه در قول شاعر حماسى آمده:
لا يالف الدّرهم الخ.
كلمه [صرّه] به ضم صاد و تشديد راء كيسهاى است كه در آن درهم و دينار جمع مىكنند.
سپس در دنبال [و هو منطلق] مىگويد:
يعنى انطلاق و رها شدن دراهم از كيسه دائمى و امر ثابتى ميباشد
شيخ عبد القاهر مىگويد:
وضع اسم بخاطر آنست كه بواسطهاش شيئى را براى شيئ ديگر اثبات كرده بدون اينكه در آن اقتضائى براى تجدد باشد پس در مثال: زيد منطلق كلمه [منطلق] صرفا بر اثبات انطلاق براى زيد دلالت داشته و بر بيش از آن دلالتى ندارد كما اينكه دو كلمه [طويل] و [قصير] در دو مثال زيد طويل و عمرو قصير اينگونه مىباشند.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: تتعلّق بذلك: مشاراليه [ذلك] افاده ثبوت و دوام مى باشد.