توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤١ - تقديم برخى از معمولات بر بعضى ديگر
قول شما كه مىگويند: قتل الخارجى فلان شاهد در تقديم [خارجى] است بر [فلان] با اينكه [خارجى] مفعول و [فلان] فاعل است ولى چون ذكر مفعول در اين مثال اهم از ذكر فاعل است مقدم گرديده.
يا تقديم بخاطر آنست كه در تأخير اخلال به بيان معنا و اظهار مقصود وارد مىشود مانند:
و قال رجل مؤمن من آل فرعون يكتم ايمانه .
شاهد در [من آل فرعون] است كه اگر از (يكتم ايمانه) مؤخّر بيايد توهم مىشود كه از متعلقات [يكتم] است در نتيجه فهميده نمىشود كه [رجل] از آل فرعون است.
يا تقديم بخاطر تناسب اجزاء كلامى همچون رعايت فاصله مىباشد مانند:
فاوجس فى نفسه خيفة موسى .
شاهد در تقديم [فى نفسه] بر [موسى] است و اين بخاطر آن است كه آخر آيات با الف تمام مىشود لذا رعايت آن مقتضى استكه اين تقديم صورت بگيرد.
شارح گويد:
ضمير در [بعض معمولاته] به [فعل] راجع بوده و در [اصله] به [ذلك البعض] برگشته و مقصود از [تقديم] تقديم برخى از معمولات بر بعضى ديگر مىباشد و ضمير در [للعدول عنه] به اصل برمىگردد.
و در ذيل [كالفاعل فى نحو ضرب زيد عمرا] مىگويد:
زيرا فاعل عمده در كلام است و حقش اينست كه پهلوى فعل درآيد و على القاعده مفعول بعد از آن واقع شود.