توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٨ - معرفه آوردن مسند
پس از آن در ذيل: او لازم حكم مىگويد:
اين عبارت معطوف است بر [حكما] يعنى غرض افاده حكم يا لازمه حكم مىباشد.
و در تفسير [كذلك] مىنويسد:
يعنى يا غرض افاده لازمه حكم است كه لازمه حكم نيز همچون حكم مىباشد به اين معنا كه آن نيز بر امر معلومى حمل شده كه معلوم بودنش از همان طريقى است كه آن امر محمول عليه از آن طريق معلوم و مشخص مىباشد و در اين عبارت مصنف خواسته تنبيه بر اين نكته نمايد كه مبتداء و خبر وقتى هردو معلوم بودند منافات ندارد كه كلام براى سامع فائدهاى را كه مجهول است افاده نمايد چه آنكه علم به مبتداء و خبر مستلزم علم به اسناد يكى به ديگرى نيست يعنى ممكن است نفس مبتداء و خبر هر كدام به تنهائى معلوم و مشخص باشند ولى اسناد يكى بديگرى محمول و براى سامع غير معلوم فرض شود.
و اما مثال تعريف مسند مانند دو مثالى كه مصنف در متن آورده يعنى: زيد اخوك و عمرو المنطلق.
شاهد در [اخوك] و [المنطلق] است درحاليكه تعريف [المنطلق] باعتبار عهد يا جنس مىباشد از ظاهر عبارت كتاب اينطور استفاده مى شود كه مثال [زيد اخوك] به كسى گفته ميشود كه ميداند براى وى برادرى مىباشد و حال آنكه در كتاب ايضاح مصنف گفته است اين مثال را به شخصى مىگويند كه زيد را شخصا بشناسد اعم از آنكه بداند برايش برادرى بوده يا به آن عرفان و آگاهى نداشته باشد و بدين ترتيب بين كلام مصنف در اينجا و كتاب ايضاح مخالفت مىباشد.