توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٧ - شرط قصر
شارح در ذيل [و شرط قصر الموصوف على الصفة افراد الخ] ميگويد:
اين شرط در قصر افراد از اين جهت اعتبار شده تا صحيح باشد مخاطب به اجتماع آندو در موصوف معتقد باشد فلذا صفت منفى در قول ما كه مىگوئيم: ما زيد الا شاعر، كاتب يا منجم بودن است نه مفحم يعنى شاعر نبودن زيرا افحام كه بمعناى وجدان رجل درحاليكه غير شاعر است با شاعريت تنافى داشته و هرگز مخاطب به اجتماع اين دو در شخص واحدى معتقد نمىگردد.
و شرط قصر موصوف بر صفت در قصر قلب آن است كه دو صفت با هم لازمست متنافى باشند لذا منفى در قول ما كه مىگوئيم: ما زيد الا قائم قاعد يا مضطجع بودن و يا حالات و اوصاف ديگرى كه با قيام منافات دارند مىباشد.
و چه نيكو بجا آورده است صاحب مفتاح در اين مقام كه اين شرط را مهمل گذارده و بيانش ننموده است چه آنكه قول ما كه مىگوئيم: ما زيد الا شاعر در مقابل كسى كه معتقد است وى كاتب بوده نه شاعر طبق تصريحى كه صاحب مفتاح به آن نموده قصر قلب مىباشد با اينكه بين شعر و كتابت هيچ تنافى وجود ندارد.
و مثل چنين عبارتى با خصوصيتى كه ذكر شد طبق گفته مصنف از اقسام قصر خارج است.
سؤال و انتقاد
ممكن است در مقام نقد و اشكال گفته شود:
شرط مذكور، شرط است براى حسن قصر يا مقصود از [تنافى]