توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٠ - وجه استفاده قصر از ادات
زيد عمرا و تقديمش بر غير خود جايز نيست زيرا بسا موجب تفهيم خلاف مقصود مىگردد.
سپس مىگويد:
كلمه [غير] در دو امر همچون [الّا] مىباشد:
الف: مانند [الّا] مفيد هردو قسم قصر مىباشد.
ب: همانطورى كه [الّا] با لاء عاطفه اجتماعش ممتنع است غير نيز چنين مىباشد.
شارح گويد:
سبب در اينكه نفى و استثناء بين مبتداء و خبر، فاعل و مفعول و غير ايندو از موارد ديگر مفيد قصر است اين مىباشد كه در استثناء مفرغ كه مستثنا منه محذوف بوده و كلمه ما بعد [الّا] بحسب عوامل اعراب داده مىشود نفى متوجه بهمان شئ مقدر بوده كه مستثنا منه مىباشد زيرا كلمه [الّا] براى اخراج وضع شده و اخراج مقتضى است كه مخرج منه وجود داشته باشد پس تقدير مستثنا منه امرى است ضرورى و لازم و علاوه بر آن مىبايد مستثنا منه مقدّر عام باشد تا بدين وسيله مستثنا و غير آنرا شامل شده و در نتيجه اخراج تحقق يابد چه آنكه در غير صورت عموم و شمول اخراج قابل تحقق نيست و علاوه بر آن نيز بايد مستثنا منه از نظر جنس و صفت با مستثنا مناسب باشد.
اما تناسب در جنس به اينست كه در مثل: ما ضرب الّا زيد كلمه [احد] را بايد تقدير گرفت و گفت: ما ضرب احد الّا زيد و در مانند ما كسوته الّا جبّة كلمه [لباسا] را بايد مقدر گرفت يعنى بايد بگوئيم: ما كسوته لباسا الّا جبّة و ذر نظير: ما جاء الّا راكبا مقدر چنينست: ما جاء