توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٦ - تنزيل معلوم بمنزله مجهول
لاجرم خداوند متعال در اين آيه شريفه اين بزرگ شمردن را بمنزله انكار ايشان قرار داده و براى آن نفى و استثناء را بكار برده است و اعتبار مناسبى كه موجب اين تنزيل است اشعار به عظمت حدوث موت براى رسول در نفوس ايشان و شدّت حرصشان بر بقاء رسول نزد آنها ميباشد.
سپس گويد:
كلمه [او قلبا] معطوف است بر [افرادا] و مثال آن: ان انتم الّا بشر مثلنا، مىباشد.
شاهد در اين است كه مخاطبين كفار يعنى رسل عليهم الصلّوة و السلام به بشر بودن خود جاهل نبوده و آن را انكار نيز نداشتند ولى كفار ايشان را بمنزله منكرين قرار داده و اين خطاب را به ايشان كرده و گفتند:
شما صرفا بشرى هستيد مانند ما و وجه اين تنزيل آن بود كه كفّار معتقد بودند رسول از جنس بشر نبايد باشد و در مقابل مخاطبين آنها يعنى رسل در اينكه رسول هستند اصرار مىورزيدند لاجرم كافرين ايشان را بمنزله منكر بشر بودن خودشان قرار داده و بخاطر اعتقاد فاسدى كه داشتند و بين رسالت و بشريت تنافى مىديدند حكم را قلب نموده و به جاى آنكه رسما رسالت ايشان را انكار كنند بطريق حصر بشريت را در حقشان اثبات كردند كه اين معنا به اعتقاد آنها ملازم با نفى رسالت مىبود فلذا جهت اين منظور گفتند: ان انتم الا بشر مثلنا يعنى شما مقصور و محصور در بشريّت هستيد لذا وصف رسالتى كه مدعى آن هستيد در شما نيست.
و چون در اينجا جاى طرح اين سئوال هست كه كافرين مدعى تنافى