توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٧ - جمله بودن مسند
اسنادش به مسنداليه باشد لباس قوت و احكام به تن مىنمايد كنايه از اينكه در آن تقوّى حاصل مىشود.
قوله: بما يكون مسندا الى ضمير المبتداء: مراد از كلمه [ماء موصوله] در ما يكون مسند بوده و ضمير در [يكون] به ماء راجع است.
قوله: و يخرج عنه: ضمير در [عنه] به تقوّى عود مىكند و اين جمله معطوف است به [يختص]
قوله: نحو زيد ضربته: و علت خروج اين مثال از تقوّى آنستكه [ضرب] را به ضمير مبتداء نسبت نداده بلكه آن را به ضمير متكلّم اسناد دادهايم و بدين ترتيب اسناد [ضرب] به [زيد] تكرار نشده تا مفيد تقوّى باشد.
قوله: و يجب ان يجعل سببيّا: ضمير نائب فاعلى در [يجعل] به [نحو زيد ضربته] برمىگردد و علت سببى بودن اين مثال آنستكه:
جمله آوردن مسند يا بخاطر تقوّى است و يا بمنظور سببى بودن آن مىباشد و وقتى تقوى منتفى شد قهرا جمله مزبور براى سببى بودن متعيّن مىگردد.
قوله: و امّا على ما ذكره الشيخ فى دلائل الاعجاز: جواب كلمه [امّا] عبارت [فيدخل فيه نحو زيد ضربته] است كه در چند سطر بعد ذكر شده.
قوله: الا لحديث: يعنى الا لمحكوم به.
قوله: قد نوى اسناده اليه: ضمير در [اسناده] بحديث و در [اليه] به الاسم راجع است و اين جمله صفت است براى [حديث].
قوله: فقد اشعرت: يعنى فقد اعلمت باين معنا كه او را متوجه ساختهاى.