توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٠ - نكره آوردن مسند
شارح گويد:
ضمير در [تنكيره] به مسند برمىگردد و حاصل مراد مصنف آنستكه:
نكره آوردن مسند بخاطر اغراض و مقاصدى مىباشد:
الف: بخاطر آنكه قصد متكلم آن است كه اعلام كند عهد و حصر كه تعريف دلالت بر آنها دارد مراد و مقصود نيست چنانچه وقتى مىگوئيد: زيد كاتب و عمرو شاعر مراد شما آنست كه زيد داراى صفت كتابت و عمر متلبّس به شاعرى است اما اينكه كاتب و شاعر بودن منحصر است در زيد و عمرو بطورى كه ديگران فاقد اين دو وصف مىباشند زمانى استكه زيد الكاتب و عمرو الشاعر گفته شود.
ب: دلالت بر تفخيم و تعظيم مسند مانند: هدى للمتّقين .
شاهد در [هدى] است كه نكره آمده تا دلالت بر عظمت هدايت نمايد.
البته اين تقرير در صورتى استكه [هدى] را خبر براى مبتداء محذوف يا [ ذلك الكتاب ] قرار دهيم.
ج: بمنظور تحقير مسنداليه مانند: ما زيد شيئا (زيد چيزى نيست)
شرح فارسى:
توضيح
قوله: فلارادة عدم الحصر: يعنى عدم حصر مسند در مسنداليه كه از قبيل حصر صفت در موصوف است.
قوله: و العهد: يعنى عهد و تعيين مسند.
قوله: الدال عليهما التعريف: چه آنكه وقتى قصد تعيين مسند باشد آن را با الف و لام عهديه آورده و يا به معرفه اضافهاش مىكنند