توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٧ - ضابطه در تقديم و تأخير برخى از اجزاء كلام نسبت به بعضى
المعنى الشخص الذى له الصّفة صاحب الاسم) يعنى ان الصفة تجعل دالة على الذات و مسندا اليها و الاسم يجعل دالّا على امر نسبى و مسندا.
ترجمه
مصنف گويد:
دومى گاهى مفيد قصر و حصر جنس است بر شيئى اعم از آنكه اين حصر حقيقى بوده مانند: زيد الامير يا از باب مبالغه باشد چه آنكه شيئى در آن جنس كامل تلقى مىشود نظير: عمرو الشجاع.
برخى گفتهاند:
اسم براى ابتدائيت متعين بوده چون دلالت بر ذات دارد و صفت براى خبريّت زيرا بر امر نسبى دلالت دارد.
ولى اين كلام مردود است زيرا معناى صفت الشخص الذى له الصّفة بوده و مدلول اسم [صاحب الاسم] مىباشد و بدين ترتيب معناى عبارت چنين مىشود: الشخص الذى له الصفة صاحب الاسم.
شارح گويد:
مقصود از [ثانى] اعتبار تعريف جنس در مسند مىباشد كه اين قسم از تعريف به گفته مصنف گاهى مفيد قصر جنس بر شيئى (مسنداليه) به طورى حقيقى بوده مانند: زيد الامير يعنى جنس امير منحصر است در زيد كه اين حصر در صورتى صحيح استكه غير از زيد امير و سلطانى ديگر وجود نداشته باشد.
و زمانى اين افاده بر سبيل مبالغه است و منشأ اين مبالغه يا كمال آن شيئ در آن جنس بوده و يا كمال آن جنس در آن شئ مىباشد.
و مثال قصر جنس بر شيئ بنحو مبالغه همچون مثالى است كه مصنف