توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٤ - اشكال شارح
يعنى اتصاف به صفت مذكور و غير آن صفت در قصر موصوف بر صفت و اتصاف امر مذكور و غير آن به صفت در قصر صفت بر موصوف نزدش مساوى است حتى مىتوان گفت:
مخاطب بقول ما كه مىگوئيم: ما زيد الا قائم كسى است كه اعتقاد دارد به اينكه زيد يا قائم بوده و يا قاعد مىباشد بدون اينكه به تعيّن هيچيك عالم باشد و نيز مخاطب بقول ما كه مىگوئيم: ما شاعر الّا زيد كسى است كه اعتقاد دارد شاعر يا زيد است و يا عمرو بدون اينكه بنحو تعيين بهيچيك از آندو علم داشته باشد.
و اين قسم از قصر را، قصر تعيين خوانند زيرا بواسطه قصر آنچه را كه نزد مخاطب معين نيست معين مىنمايند.
پس حاصل كلام اين مىشود:
تخصيص بشيئى دون شيئ ديگر اصطلاحا قصر افراد خوانده مىشود و تخصيص بشيئى بجاى شيئ ديگر اگر مخاطب به آن اعتقاد عكس را داشته باشد قصر قلب بوده و در صورتى كه امرين نزدش على السويه باشد قصر تعيين نامند.
اشكال شارح
در آنچه ذكر شد اشكال و تأمل داريم زيرا بفرض قبول كنيم در قصر تعيين تخصيص شيئ بشيئ بجاى شيئ ديگر باشد اما اين نكته مخفى نماند كه در آن تخصيص شيئ بشيئ دون شيئ آخر حاصل است چه آنكه قول ما كه مىگوئيم:
ما زيد الا قائم به كسى كه مردد است بين ثبوت قيام براى زيد يا