توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٨ - مفرد آوردن مسند
قابل ملاحظه است:
الف: آنكه آن را بملاحظه اشتمالش بر ضمير در نظر بگيريم.
ب: آنكه آن را بمسندى كه از ضمير مبتداء خاليست تشبيه نمائيم.
اما ملاحظه اول واضح و روشن است.
و اما وجه تشبيه آن به مسند خالى از ضمير اينست كه كلمه [قائم] چه خبر از غائب و چه از مخاطب و چه از متكلم باشد در هرسه حالت تفاوتى در آن پيدا نمىشود فلذا در هرسه حالت چنين مىگوئيم:
انا قائم، انت قائم و هو قائم.
و اين نحو از تعبير و عدم تغيّر شأن جوامد كه از ضمير خالى هستند مىباشد پس از اين نظر كلمه [قائم] با اينكه مشتق و حامل ضمير است به جوامد فاقد ضمير شباهت دارد.
قوله: و قوله مع عدم افادة التقوى الخ: اين عبارت جوابست از اشكالى كه در اين مقام شده و شرح آن چنين است:
اشكال
مصنف علّت مفرد بودن مسند را عدم افاده تقوى قرار داده و مفهوم آن اينست كه:
علّت جمله آوردنشا آنست كه افاده تقوى مىكند و باين مفهوم مى توان اشكال نموده و بگوئيم در جمله [عرفت، عرفت] و نيز [انّ زيدا عارف] مسندها مفرد است چه آنكه مسند در مثال اول تنها فعل بوده و در مثال دوم كلمه [عارف] مىباشد و هردو مفرد هستند ولى معذلك مفيد تأكيد مىباشند پس علّت كه افاده تقوى باشد تحقق يافته ولى معلول كه جمله بودن مسند است منتفى گشته و اين تخلف معلول از علّت است.