توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦ - مفرد آوردن مسند
زيد قائم شاهد در [قائم] است كه مفرد بوده و جمله نيست.
و يا اگر جمله باشد ضمير در آن مسنداليه مىباشد مانند: زيد قام كه ضمير مستتر در [قام] مسنداليه بوده از اينرو جمله [قام هو] را مسند غير سببى گويند.
قوله: مع عدم افادة تقوى الحكم: مقصود اينستكه:
علّت جمله آوردن مسند يكى از دو امر ذيل مىباشد:
١- آنكه مسند سببى بوده.
٢- آنكه مسند افاده تقوى و تأكيد حكم را بنمايد.
بنابراين وقتى ايندو علت منتفى شدند يعنى مسند نه سببى بود و نه مفيد تقوى حكم آنگاه مفرد آورده مىشود.
قوله: و اما نحو زيد قائم فليس بمفيد للتقوى الخ: اين عبارت اشاره است بجواب از سئوال و اشكالى كه به عبارت مصنف وارد است و شرح و توضيح آن چنين مىباشد.
اشكال
از عبارت مصنف چنين استفاده مىشود كه علت مفرد آوردن مسند آنست كه سببى نبوده و افاده تقوى نيز نكند و چون علت موجود شد مى بايد معلول نيز تحقق يابد همانطورى كه وجود معلول كاشف از تحقق علّت مىباشد و شرح اين نكته در محلّش كه كتب و ابحاث عقلى است مقرّر بوده و احتياجى به توضيح ندارد درحاليكه اينجا چنين نيست زيرا در مثال:
زيد قائم كلمه [قائم] مسند و مفرد مىباشد و طبق گفته مصنف نبايد افاده تقوى كند زيرا بنا به گفته وى مسند مفرد معلول بوده و مفيد تقوى نبودن علّت آن مىباشد و در اين مثال همانطورى كه گفته شد مسند اگرچه مفرد