توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٤ - جمله بودن مسند
داده شود لذا وقتى بعد از آن شيئى بيايد كه براى اسناد به مبتداء صالح باشد مبتداء آن را بطرف خود برمىگرداند اعم از آنكه شيئ مزبور از ضمير مبتداء خالى بوده يا مشتمل بر آن باشد پس بين اين دو حكمى منعقد مىشود.
حال اگر مسند متضمن ضمير مبتداء باشد كه بوسيله آن به مبتداء اعتناء شود و نيز مشابه با خالى از ضمير نباشد همچون زيد قائم ضمير مسند را براى بار دوم به مبتداء صرف مىنمايد فلذا حكم قوت پيدا مىكند.
بنابراين تقوّى حكم اختصاص بصورتى پيدا مىكند كه خبر مسند به ضميرى باشد كه به مبتداء راجع است و مثال زيد ضربته از آن خارج و لازم است كه در مصاديق مسند سببى قرار داده شود.
و اما طبق آنچه شيخ عبد القاهر در كتاب دلائل الاعجاز آورده و آن اينست كه:
اسم هيچگاه از عوامل لفظيه عارى نمىآيد بخاطر حديث و حكمى كه در نيّت است كه آن را باسم مزبور نسبت دهيم لذا وقتى بگوئى: زيد، پس قلب و دل سامع را به اين متوجه ساختهايكه اراده دارى از وى خبر بدهى پس گفتن اين كلمه خود زمينه و مقدمه مىشود براى اعلام به اخبار لذا پس از آنكه گفتى قام، در قلبش امرى كه قبلا با آن انس گرفته بود و همواره انتظارش را مىكشد داخل مىشود و اينمعنا براى ثبوت خبر اشد و از حصول شبهه امنع مىباشد.
و خلاصه كلام آنكه اعلام نمودن به شيئى بطور ناگهانى و بدون مقدّمه قبلى هرگز مانند اعلام پس از تنبيه و زمينهسازى براى آن نمىباشد چه آنكه اين امر بمنزله تأكيد اعلام و همچون تقوى و احكام آن ميباشد.