توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٣ - اسميه و فعليه و شرطيه آوردن جمله مسند
بهتر بود زيرا ظاهر عبارتش مقتضى است كه جمله ظرفيه مقدر است به اسم فاعل بنابراين فاعل بنابر قول غير اصح و حال آنكه فساد آن مخفى نمىباشد زيرا بنابراين قول ظرف مفرد است نه جمله.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: لاختصار الفعليّة: چه آنكه جمله: زيد فى الدّار از جمله زيد استقرّ فى الدار مختصرتر مىباشد لذا وقتى مقام مقتضى افاده تجدد و در عين حال اختصار باشد مسند را ظرف ميآوريم زيرا اين تركيب مختصرتر از جمله فعليه مىباشد و در عين حال فائده آن را نيز اعطاء مى كند و حاصل آنكه:
جمله مسند كه ظرفيه آمده بملاحظه آنكه تعبير به جمله فعليه نشده بلكه نفس ظرف را در عبارت آوردهايم كلام مختصرتر مىباشد و در عين حال فائده جمله فعليه را نيز كه تجدد باشد مىدهد.
قوله: لان الفعل هو الاصل فى العمل: زيرا عامل بخاطر احتياجش به غير در آن عمل مىكند پس حكمت در عمل افتقار و نياز است و چون فعل در نياز و احتياج اشد از اسم است لاجرم اصل در عمل با آن بوده نه با اسم.
قوله: و قيل بالاسم الفاعل: اين قول در مقابل رأى اصح مى باشد.
قوله: من مظان الجملة: يعنى از مواردى است كه گمان برده مىشود در آنها جمله واقع شود.
متن: و اما تأخيره، فلانّ ذكر المسند اليه اهمّ كما مرّ.