توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٩ - احوال متعلقات فعل
احد المتساويين بر ديگرى لازم نيايد.
اشكال
افاده تعميم در افراد فعل و حمل آن بر جميع مصاديق منافات دارد بااينكه غرض صرفا ثبوت يا نفى فعل بطور مطلق يعنى بدون اعتبار عموم يا خصوص باشد.
جواب
شارح مىگويد:
اين اشكال طرح نبايد بشود، زيرا ما اين تقرير را قبول نداريم چه آنكه معتبر نبودن شيئى در غرض مستلزم نيست كه از كلام هم استفاده نشده و مفاد آن نيز نباشد پس مىتوان گفت تعميم مفادى استكه از كلام قصد نشده.
سپس مىگويد:
براى برخى از ادباء در اين مقام تخيلات و اوهام فاسدهاى بوده كه در نقل آنها فائدهاى نمىباشد از اينرو ما متعرض آنها نمىشويم.
پس از آن در ذيل قول مصنف كه گفته [و الاوّل] مىگويد:
مقصود از آن صورتى است كه قرار داده شود فعل بطور مطلق كنايه از فعلى كه تعلق بمفعول مخصوصى گرفته مانند قول بخترى در مدح معتزّ باللّه كه در ضمن تعريض به مستعين باللّه مىباشد:
شجو حساده و غيظ عداه الخ.
سپس در ذيل [فلا يجدوا] مىگويد:
قرائت آن بنصب است تا معطوف باشد بر [يدرك] يعنى فلا يجد اعدائه و حسّاده الذين يتمنّون الامامه الى منازعته الامامه سبيلا.