توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٠ - احوال متعلقات فعل
پس دشمنان و حسدبرندهگانش كه آرزوى رياست و پيشوائى را دارند به منازعه با وى در امر امامت راهى را نمىيابند.
پس حاصل آنست كه:
[ يرى] و [يسمع] بااينكه فعل متعدّى مىباشند بمنزله فعل لازم قرار داده شدهاند بنابراين معناى [بسمع] يعنى كسى كه سماع از وى صادر شده و معناى [يرى] يعنى آنكه رؤيت از او سر مىزند بدون اينكه بمفعول مخصوصى تعلق گرفته باشند سپس ايندو را كنايه از رؤيت و سماعى كه متعلق به مفعول مخصوصى است يعنى [محاسنه] قرار داده و پس از آن شاعر از ادعاء ملازمه بين مطلق رؤيت و رؤيت آثار و محاسن ممدوح و نيز بين مطلق سماع و سماع اخبارش خبر داده است چه آنكه شاعر مدّعى است آثار و اخبار وى از كثرت و اشتهار بمرتبهاى رسيده كه خفاء آنها ممتنع است لذا هربينندهاى آن را ديده و هرشنوندهاى ميشنود بلكه اصلا بايد گفت بيننده نمىبيند و شنونده نمىشنود مگر آن آثار و اخبار را پس شاعر ملزوم را ذكر كرده و از آن لازمش را اراده نموده چنانچه طريقه و روش كنايه چنين مىباشد، بنابراين در ترك مفعول و اعراض از آن اشعار است به اينكه فضائل ممدوح از حيث ظهور و كثرت بمرتبهاى رسيده كه در آن كافى است صرفا صاحب گوش و ذو بصرى وجود داشته باشد تا برايش معلوم شود كه وى منفرد در فضائل است و پرواضحست در صورت ذكر مفعول و يا تقدير آن اين معنا فوت مىگردد.
سپس در دنبال قول مصنف كه گفته: و الا، مىگويد:
يعنى در صورت عدم ذكر مفعول با فعل متعدى مسند بفاعل اگر غرض اثبات آن براى فاعل يا نفيش از آن بطور مطلق نبوده بلكه قصد و نيت تعلق فعل بمفعولى باشد كه در عبارت ذكر نشده قانون اين است