توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٢ - احوال متعلقات فعل
قوله: اذا كان المقام خطابيّا: مقصود از [مقام] مقامى استكه در آن كلمه محلى بالف و لام را ايراد نمودهايم و كلمه [خطابيّا] بفتح خاء بوده و مراد از مقام خطابى، مقامى است كه در آن به قضاياى خطابيّه يعنى قضايائى كه مفيد ظن مىباشند اكتفاء مىگردد و قضيه خطابى مانند اينكه در عرف اهل محاوره گفته مىشود:
هركسى كه در شب مسلّح بگردد پس آن سارق مىباشد.
چه آنكه اين قضيه مفيد قطع و يقين نمىباشد و احتمال تخلف در آن جدّى است.
و نيز مانند فرموده نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه در كتاب ذكر گرديده است.
قوله: المؤمن غر كريم و المنافق خب لئيم: كلمه (غر) بكسر غين يعنى كسى كه غافل و منصرف از حيلهورى است چه آنكه عقلش وى را از امور و شئون دنيا منصرف و به آخرت و متعلقات آن مىكشاند.
و لفظ [خب] بفتح خاء و تشديد باء حيلهور و خدعهكننده را گويند.
قوله: مفردا كان: ضمير در [كان] به محلى بالف و لام راجع بوده و مثال آن كلمه [المؤمن] است كه در فرموده حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمده.
قوله: او جمعا: مانند: العلماء ورثة الانبياء يعنى كل فرد فرد من العلماء.
قوله: بعلة ايهام: يعنى بسبب علّة هى ايهام ان القصد ...
بنابراين اضافه [علّت] به [ايهام] اضافه بيانيّه مىباشد.
قوله: مع تحقق الحقيقة فيهما: يعنى فى الفردين.