توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٨ - احوال متعلقات فعل
بر ديگرى بدون وجود مرجح.
سپس در مبحث حذف مفعول گويد:
گاهى قصد متوجه است به نفس فعل يعنى فعل متعدى را به منزله لازم قرار مىدهند لذا در مثل [فلان يعطى] مىگوئيم معنا فلان يفعل الاعطاء يوجد هده الحقيقة مىباشد و اين معنا از باب ايهام مبالغه از طريقى است كه در افاده الف و لام نسبت بمعناى استغراق ذكر شده.
سپس شارح گويد:
پس مصنف در متن اينجا قول سكاكى را كه گفته [بالطّريق المذكور] اشاره به [ثمّ اذا كان المقام خطابيّا لا استدلاليّا] قرار داده و به همين عبارت وى تنبيه و اشاره كرده و گفته است:
ثمّ اذا كان المقام خطابيّا الخ:
يعنى بعد از اينكه غرض ثبوت اصل فعل و تنزيل آن به منزله فعل لازم بوده بدون اعتبار و لحاظ كنايه وقتى مقام خطابى باشد كه در آن بمجرد ظن اكتفاء مىشود نه استدلالى كه در آن يقين و قطع برهانى مطلوب است مقام يا فعل مفيد اين معنا است كه غرض ثبوت فعل براى فاعل يا نفى آن بطور مطلق مىباشد يعنى در افراد و مصاديق فعل تعميم مىباشد و اين بخاطر آنست كه تحكمى كه از حمل فعل بر فردى دون فرد ديگر لازم مىآيد دفع شود و تحقيق اين گفتار آنستكه:
معناى [يعطى] در وقتيكه آن را بمنزله لازم قرار دهيم [يفعل الاعطاء] مىباشد پس [الاعطاء] وقتى با الف و لام معرفه يعنى با لام حقيقت آمد در مقام خطابه بايد بر استغراق اعطاءات حمل شده و بگوئيم از باب مبالغه محمول بر تمام مصاديق و افراد اعطاء مىباشد تا ترجيح