توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٠ - مقصود از صفت
از قبيل انقسام الشيئ الى نفسه و غيره مىباشد.
جواب
حاصل جواب از اين اشكال آن است كه:
مقصود از قصر حقيقى نه آن معنائى است كه تعلقش فى حدّ نفسه و بدون قياس با غير باشد تا اين ايراد متوجه گردد بلكه مراد اضافه و نسبت به جميع اشياء مغاير با آن مىباشد مثلا در مثال: لا اله الا اللّه مقصود نفى الوهيت است از جميع آلههاى كه مغاير با حقتعالى هستند و پرواضح است كه اين معنا با اضافى تنافى ندارد.
قوله: لكن يجوز: يعنى لكن يمكن.
قوله: ان تكون تلك الصفة لموصوف آخر: مثل: ما زيد الا قائم كه در اين مثال موصوف يعنى زيد را بر صفت قيام قصر و حصر كردهايم يعنى خواستهايم بگوئيم قاعد نيست ولى در عين حال صفت قيام ممكنست براى غير زيد نيز ثابت باشد.
قوله: و المراد بالصفة هيهنا: مشاراليه [هيهنا] باب قصر مى باشد.
قوله: المعنى القائم بالغير: مقصود معناى حدثى ميباشد.
قوله: يدل على معنى فى متبوعه غير الشمول: كلمه (غير الشمول) صفت است براى (معنى) و با اين قيد تأكيد خارج مىشود.
قوله: و بينهما عموم من وجه: ضمير تثنيه در [بينهما] به صفت معنوى و نعت نحوى راجع است.
قوله: و ما الباب الّا ساج: ساج درختى است شبيه بدرخت چنار و چوب آن براى ساختن برخى اشياء مورد مصر واقع ميشود و بيشتر