توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٧ - احوال متعلقات فعل
يعنى حزن و اندوه حسدبرندگان به معتزّ باللّه و خشم و غيظ دشمنانش اينست كه بيننده مىبيند و شنونده مىشنود محاسن و صفات نيكوى او را.
شاهد در [ان يرى] و [يسمع] است كه متعدى بوده ولى به منزله لازم قرار داده شدهاند و تقدير كلام چنين است:
ان يكون ذو رؤية و ذو سمع، فيدرك محاسنه و اخباره الظاهره الدلالة الخ.
يعنى حزن و اندوه حاسدان و غيظ دشمنان اينستكه صاحب رؤيت و شنيدن وجود داشته پس محاسن او را درك كرده و اخبار ظاهره و باهره او را كه تنها بر استحقاق و لياقت او دلالت دارند را درك مىكنند از اينرو راهى را براى معارضه و منازعه با او نمىيابند.
و در غير اين صورت لازم و واجب است كه بحسب قرائن تقدير گرفته شود.
شارح گويد:
سكاكى در بحث افاده الف و لام و استفاده استغراق از آن گفته است:
وقتى مقام خطابى بوده نه استدلالى همچون فرموده نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: المؤمن غرّ كريم و المنافق خب لئيم بايد معرّف به الف و لام را بر استغراق حمل نمود اعم از آنكه مفرد بوده يا جمع باشد و علّت و سبب آن اينست كه:
بتوهم انداختن سامع كه قصد بفردى است نه فرد ديگر با اينكه حقيقت در هردو تحقق دارد خود ترجيح دادن احد المتساويين است