توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٥ - جمله بودن مسند
پس مثال: زيد ضربته و زيد مررت به در تقوى داخل مىشود.
سپس شارح گويد:
و از موارديكه مسند در آن جمله آمده نه بخاطر سببى بودن يا افاده تقوى خبر ضمير شأن مىباشد درحاليكه مصنف آن را ذكر نكرده و ميتوان گفت شهرت امر آن و اينكه از مطالب سابق حكمش معلوم مىشود سبب در ترك آن گرديده.
و اما صورت تخصيص مانند: انا سعيت فى حاجتك و نيز: رجل جائنى.
بايد بگوئيم اين صورت طبق تقرير گذشته در تقوى داخل است.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: و اما كونه اى المسند جملة فللتقوى: مقصود از [تقوّى] تقوى و تأكيد حكم است و مراد از [حكم] همان ثبوت مسند يا براى مسند اليه يا سلبش از آن مىباشد و بايد توجه داشت كه حصول تقوى در حكم موقوف بر قصد و نيت نيست بلكه تكرار اسناد بمسنداليه مفيد اين معنا مىباشد.
قوله: او لكونه سببيّا: ضمير در [لكونه] به مسند راجع است و مقصود از مسند سببى هرجملهاى است كه آن را بر مبتداء معلق نموده و در آن عائدى باشد كه مسنداليه محسوب نشود مانند جمله [ابوه قائم] در مثال: زيد ابوه قائم، چه آنكه جمله مذكور را به [زيد] نسبت داده و بر آن معلق كردهايم و در آن ضميرى است كه به زيد راجع است ولى در آن جمله مسنداليه قرار نگرفته و آن ضمير مجرورى در [ابوه] ميباشد