توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٧ - وجوهى كه مجوز استعمال كلمه«ان» در مقام جزم و يقين مىباشند
مىشود وجهش يكى از امور ذيل ممكن است باشد:
الف: تجاهل متكلم يعنى اينطور نشان دهد كه در وقوع و عدم وقوع شرط شاك بوده و علم ندارد.
ب: عدم جزم و يقين مخاطب وقوع شرط اگرچه خود متكلم به هريك از ايندو علم و يقين دارد چنانچه به كسى كه شما را تكذيب ميكند ميگوئى:
اصدقت فماذا تفعل (اگر من راست بگويم چه خواهى نمود).
ج: تنزيل نمودن مخاطبى كه بوقوع يا عدم وقوع شرط علم دارد به منزله جاهل و قرار دادنش بمثابه شاك زيرا اگرچه علم و يقين دارد ولى به مقتضاى آن عمل نمىكند.
د: توبيخ و سرزنش نمودن مخاطب و مصوّر نمودن اين معنا را كه مقام چون مشتمل بر خصوصيتى استكه شرط را از بنيان ريشهكن ميكند صلاحيت نداشته مگر براى فرض شرط بدون اينكه براى شرط واقعيتى باشد همچون فرض محال مانند آنچه در آيه شريفه ذيل آمده:
افنضرب عنكم الذكر صفحا ان كنتم قوما مسرفين ( يعنى آيا ما از متذكر ساختن شما بقرآن چون بواسطه انكار آن بر خود ستم مىكنيد صرفنظر نمائيم؟ هرگز نكنيم.
شارح گويد:
گاهى كلمه [ان] را كه در مورد غير جزم بايد استعمال نمود در جائى كه بوقوع شرط يا عدمش علم و قطع هست بكار مىبرند و اين به خاطر وجوهى است كه ذيلا درج مىشوند:
الف: آنكه متكلّم خود را به تجاهل بزند مثل اينكه از بندهاى سئوال مىشود آيا آقا در خانه هست يا نيست وى با اينكه مىداند آقا در خانه