توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٧ - مفرد آوردن مسند
است ولى اينطور نيست كه افاده تقوى حكم نكند بلكه چون قائم دو مرتبه به [زيد] نسبت داده شده لاجرم افاده تقوى مىكند، پس معلول در اين جا از علت تخلف نموده.
اما اينكه [قائم] دوبار به [زيد] نسبت داده شده بخاطر آن استكه يكبار آن را به ضميرى كه به زيد عود مىكند نسبت داديم و يكبار ديگر قائم و ضمير مستتر در آن را به نفس زيد منسوب كردهايم پس اسناد قائم به زيد چون مكرر است افاده تقوى مىكند.
جواب
قبول نداريم كه [قائم] در مثال [زيد قائم] افاده تقوى بكند تا اشكال مزبور بمصنف وارد شود بلكه قريب و نزديك است بجملهاى كه افاده تقوى مىكند همچون [قام] در مثال [زيد قام].
و اما وجه قريب بودنش بجمله [زيد قام] اينستكه:
مىتوان [قائم] را بملاحظه اينكه متضمن ضمير است در نظر گرفت كه به اين لحاظ و اعتبار مفيد تقوى مىباشد كما اينكه ممكن است آن را به مسندى تشبيه نمود كه از ضمير خالى است و در اين اعتبار و لحاظ البته چون اسناد تكرار نشده لاجرم تقوى نيز از آن استفاده نمىشود.
پس كلمه [قائم] در مثال مزبور چون تاب هردو اعتبار و لحاظ را دارد بطور قطع و يقين نمىتوان آن را مفيد تقوى دانست بخلاف [زيد قام] كه افاده تقوى در آن قطعى و حتمى است، بنابراين قائم قريب به [قام] است نه اينكه در عرض و رتبه آن باشد.
مؤلّف گويد:
كلمه [قائم] در مثال [زيد قائم] همانطورى كه گفته شد به دو اعتبار