توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٢ - تقديم برخى از معمولات بر بعضى ديگر
و على القاعده مفعول بعد از آن واقع شود.
و اما اينكه مصنف گفت: فى نحو ضرب زيد عمرا.
وجهش اين است كه در همه موارد فاعل تقديمش بر مفعول واجب نيست چه آنكه در برخى از امثله مفعول بر فاعل مقدم مىشود مانند:
ضرب زيدا غلامه زيرا در اين مثال مقتضى براى عدول از اصل وجود دارد و آن اين است كه ضمير در [غلامه] به [زيد] راجع است لذا اگر بر [زيد] مقدمش مىكرديم عود ضمير بر متأخر لفظا و رتبة لازم مىآيد كه آن محذور و ممنوع است.
و در دنباله [و المفعول الاوّل فى نحو اعطيت زيدا درهما] ميگويد:
چه آنكه اصل [زيد] تقديم بر [درهم] است بخاطر آنكه در [زيد] معناى فاعليت مىباشد زيرا وى آخذ عطاء مىباد و [درهم] معناى مفعولى دارد لاجرم تقديم [زيد] بر [درهم] واجب مىباشد.
و سپس مىگويد:
ضمير در [ذكره] به معمولى كه مقدم شده راجع است.
و پس از كلمه [اهمّ] مىافزايد:
مصنف در اينجا مسئله اهم بودن را قسيم با اصل بودن تقديم قرار داد و گفت تقديم برخى از معمولات بر بعضى ديگر يا بخاطر اصل بوده و يا بملاحظه اهميت آن مىباشد.
ولى در باب مسنداليه اين امر را بمعناى واسعش ملاحظه نمود به نحوى كه شامل اصل بودن تقديم و غيرش از كليه امورى كه مقتضى تقديم هستند گرديد چنانچه اين معنا با آنچه سكاكى در مفتاح آورده نيز موافق است و با كلام شيخ عبد القاهر نيز مطابق ميباشد، شيخ مىگويد: