توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣ - ذكر مسند
مسنداليه گذشت.
قوله: او لاجل ان يتعين بذكر المسند كونه اسما: به خلاف آنكه حذف شود چه آنكه در صورت حذف احتمال آن استكه مسند فعل بوده كما اينكه امكان فعل بودن آن مىباشد فلذا در جمله:
زيد عالم متعين و قطعى است كه مسند اسم است در نتيجه دلالت بر ثبوت و دوام دارد چه آنكه اصل وضع آنست كه كلمه موضوع دلالت بر ثبوت و استمرار نمايد.
و مقصود از [ثبوت] آنست كه مسند براى مسنداليه ثابت و حاصل بوده بدون آنكه مقيّد به زمانى از ازمنه باشد.
قوله: او فعلا: يعنى بواسطه ذكر مسند متعيّن و مسلّم ميشود كه مسند فعل است نه اسم بخلاف صورت حذف مانند زيد علم كه پس از ذكر [علم] جائى براى اين احتمال كه ممكنست مسند اسم باشد وجود ندارد در نتيجه ذكر آن دلالت بر تجدد و حدوث مسند براى مسنداليه دارد.
و مقصود از [تجدّد] و [حدوث] آنست كه وجود و تحقق مسند براى مسنداليه مقيد به زمان خاصى مىباشد.
متن: و اما افراده، فلكونه غير سببى مع عدم افاده تقوى الحكم
شرح عربى
و اما افراده، اى جعل المسند غير جملة، فلكونه غير سببى مع عدم افادة تقوى الحكم (اذ لو كان سببيّا نحو زيد قام ابوه او مفيدا للتقوى نحو زيد قام فهو جملة قطعا.
و اما نحو: زيد قائم، فليس بمفيد للتقوى بل هو قريب من: زيد قام فى ذلك.