توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٣ - تقديم برخى از معمولات بر بعضى ديگر
ما نيافتيم كسى از ادباء را كه در تقديم بر شيئى اعتماد كند كه جارى مجراى اصل باشد مگر عنايت و اهتمام كه برخى آن را جارى مجراى اصل بودن تقديم دانستهاند ولى شايسته است كه وجه و علت عنايت و اهتمام به امرى تفسير شود كه براى آن معناى معروف و مأنوسى وجود داشته باشد.
بسيارى چنين پنداشتهاند كه همين مقدار اگر گفتيم: فلان معمول بر ديگرى بخاطر عنايتى كه بآن بوده يا اهم از ديگرى مىباشد مقدم گرديده كفايت مىكند ولو بيان نشود كه اين عنايت از كجا آمده و بواسطه چهچيز اهم شده است.
سپس شارح گويد:
پس مراد مصنف از [اهميت] در اينجا اهميت عارضى استكه از ناحيه اعتناء متكلم يا سامع بشأن فلان معمول نموده و بخاطر غرضى از اغراض به حالش اهتمام ورزيدهاند مانند قول شما كه مىگوئيد:
قتل الخارجى فلان، چه آنكه آنچه در تعلق گرفتن قتل به كسى مورد اهميت و اعتناء مىباشد آن است كه مقتول فلان شخص خارجى بوده تا بدين ترتيب مردم از شر و ايذائش رها و خلاص شده باشند.
پس از آن در دنبال [فانّه لو اخر من آل فرعون] مىگويد:
يعنى اگر كلمه [من آل فرعون] از [يكتم ايمانه] متأخر مىآمد و گفته مىشد: و قال رجل مؤمن يكتم ايمانه من آل فرعون، فهميده نمىشد كه [رجل] از [آل فرعون] مىباشد.
و حاصل آنكه براى [رجل] سهتا وصف ذكر شده كه وصف اول [مؤمن] است كه بلحاظ اشرف بودنش از دو وصف ديگر بر آنها مقدم شده و