توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٠ - معرفه آوردن مسند
قوله: او لازم حكم: يعنى لازمه فائده خبر.
قوله: و فى هذا تنبيه الخ: مشاراليه [هذا] كلام مصنف يعنى [و اما تعريفه الخ] مىباشد.
قوله: فائدة مجهولة: مقصود از آن حكم و لازمه آن ميباشد.
قوله: لا يستلزم العلم باسناد احدهما الى الآخر: زيرا چه بسا انسان فلان شخص را شناخته و مىداند كه اسمش زيد است و نيز ميداند كه در آنجا مردى است موصوف به انطلاق لذا مدلول زيد و منطلق در خارج تحقق يافته ولى نمىداند كه موصوف به انطلاق همان شخصى است كه نامش زيد مىباشد.
قوله: نحو زيد اخوك و عمرو المنطلق: هريك از دو مثال مذكور هم صلاحيت دارد براى افاده حكم و هم لازمه آن چه آنكه اگر مخاطب بداند اين ذات موسوم به عمرو بوده و در آنجا مردى است موصوف به انطلاق ولى نداند كه موصوف به انطلاق همان مرد موسوم به عمرو مىباشد و در چنين فرضى گفته شود عمرو المنطلق، پس به اين كلام حكم بوى افاده شده ولى اگر بداند كه موصوف به انطلاق همان شخصى است كه نامش عمرو مىباشد و براى وى كلام مزبور القاء شود پس بوى اين فائده اعطاء شده كه ما نيز مىدانيم منطلق همان عمرو مىباشد و بدين ترتيب لازمه فائده خبر افاده شده.
قوله: باعتبار تعريف العهد: مقصود از [عهد]، عهد خارجى است و آن اينست كه بواسطه الف و لام اشاره به فرد معيّن در خارج شود اگرچه از نظر مخاطب معلوم و معيّن نباشد.
قوله: او الجنس: مقصود از جنس حقيقتى است كه مخاطب به