توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨ - وجوه ترجيح مجهول بودن«لبيك» بر معلوم بودنش
اين بكاء بوى نسبت داده شده چه آنكه فعل نسبت داده شده بمفعول به ناچار فاعلى محذوف دارد كه مفعول را بجاى آن قرار دادهاند، پس در تكرار اسناد در اين قرائت ترديدى نيست و پرواضح است كه شئ مكرّر آكد و اقوى بوده و ذكر شيئى بطور اجمال و سپس بنحو تفصيل بهتر در خاطر واقع مىشود.
ب: اگر كلمه [ليبك] را بصيغه مجهول بخوانيم [يزيد] نائب فاعل آن بوده و بدين ترتيب فضله در كلام نيست چون مسنداليه بوده و مسنداليه عمده در كلام محسوب مىشود بخلاف قرائت معلوم كه در آن كلمه [يزيد] منصوب شده و مفعول بحساب مىآيد و در محلّش مقرّر است كه مفعول در كلام فضله مىباشد و بديهى است در دوران امر بين اينكه كلمهاى را در كلام فضله و زائد قرار داده كه به آن نيازى نباشد و بين آنكه آن را عمده و از اركان جمله بحساب آوريم، عمده بودن ترجيح و تفصيل دارد.
ج: اگر كلمه [ليبك] را مجهول بخوانيم نامى از فاعل آن نبرده و سامع نيز انتظارى ندارد كه تا پايان كلام اسم آن برده شود و وقتى كلمه [ضارع] برفع بعنوان فاعل آورده شد چيزى را كه سامع انتظارش را نداشت به گوشش خورده و شنيدن آن بمنزله بدست آمدن نعمتى غير منتظره ميباشد كه اطلاع بر چنين چيزى در نهايت لذّت مىباشد بخلاف آنكه لفظ [ليبك] بصيغه معلوم خوانده شود چه آنكه اين قرائت سامع را از همان بدو شنيدن و ابتداء كلام بطمع ذكر فاعل مىاندازد زيرا هرفعل معلومى بناچار فاعلى مذكور در كلام مىخواهد كه به آن نسبت داده شود.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: و فضله اى رجحان الخ: اين عبارت جواب از سئوالى